تحلیل موج چهارم بنیادگرایی افراطی مدرن در چارچوب پساسازمانگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد، گروه روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/FASIW.2023.376497.1231چکیده
ناکامی راهبرد جهاد فتح از سوی داعش، سبب شده است تا بهعنوان یک مؤلفۀ تطبیقی با شرایط جدید و راهبرد تروریستی جدید در دستور کار قرار گیرد. بر اساس آن، ساختار تشکیلاتی جدید با توجه به اشراف اطلاعاتی رقبا تدوین شد. این مسئله سبب سرعتبخشیدن به حملات، مخفیبودن این حملات، استفاده از لایههای مجازی ارتباطات اینترنتی، عضویابی و عملیاتهای اینترنتی میشود که توانایی سازمانهای امنیتی را در مقابله با این گروهها بهشدت کاهش میدهد. افراطگرایی، بنیادگرایی و تروریسم در سالهای اخیر در سراسر طیف ایدئولوژیک با روندی «پساسازمانی» گسترش یافته است. در این روند، با افزایش فعالیتهای آنلاین، عضویت و حمایت از گروههای خاص مبهمتر شده و رشد جنبشهای فراملی، سیالتر جریان داشته است. حملات تروریستی را افرادی انجام میدهند که هیچ ارتباط مشخصی با سازمانهای شناسایی شده ندارند، اما نوعی روش همسان و ایدئولوژی مشترک در همۀ آنها دیده میشود. در این مقاله با این فرض که افراطگرایی در سالهای آینده در قالب «پساسازمانگرایی» گسترش خواهد یافت، میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که اساساً تروریسم نوین بر اساس پساسازمانگرایی، چه مؤلفهها، متغیرها و ساختاری دارد؟ هدف در این مقاله این است که با روش تحلیلی و با استفاده از نتایج چند پژوهش پیمایشی و ارائۀ مصداقهایی، محتوای مجازی بنیادگرایی پساسازمانی را بهعنوان نسل چهارم تروریسم، تحلیل و مؤلفههای اصلی آن را شناسایی کنیم. یافتههای این پژوهش این فرضیه را تأیید میکند که موج چهارم بنیادگرایی در قالب پساسازمانگرایی نمود مییابد.