شهید سلیمانی و طراحی الگوی بازدارندگی هژمونی آمریکا
نویسندگان
1 استادیار گروه ژئوپلیتیک مرکز مطالعات آفریقا، دانشگاه تربیت مدرس، ایران، تهران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22034/FASIW.2022.344001.1157چکیده
مروری بر رقابت هژمونیک پرتلاطم ایران و آمریکا در ۴۰ سال گذشته روندی پر کشمکش همراه با فرازونشیبهای طولانی را نشان میدهد که در بستر آن همواره دو کشور با همۀ ابزارها و ظرفیتهای قدرت داخلی و بینالمللی خود مسیر تعارض و تقابل را در پیش گرفتهاند. در این چارچوب شکلگیری جریان مقاومت و تثبیت و تقویت مؤلفههای قدرت سختافزاری و نرمافزاری آن در سایۀ مبانی اصیل اسلامی و از جمله نفی سبیل توانست اهداف راهبردی متجاوزان منطقهای از آمریکا و اسرائیل گرفته تا متحدان غربی و عرب آنها را به حاشیه بکشد. تشدید موازنههای تنش و چالش در منطقه، بهویژه پس از شهادت سردار سلیمانی و ادامۀ تقابل میان دو جبهۀ مقاومت و محور هوادار غرب در سایۀ گسترش سیاستگذاریهای مداخلهجویانۀ غربی در منطقه، ضرورت بررسی موازنههای قدرت و متغیرهای پیرامونی آن را نشان میدهد. هدف این پژوهش جستاری در تحولات و موازنههای قدرت نرمافزاری، سختافزاری و هوشمند در تقابل بین دو اردوگاه متخاصم در دو سال گذشته و بررسی مؤلفههای بازدارندگی محور مقاومت در این مدت است. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که سردار سلیمانی چگونه بر معادلات هژمونیکی آمریکا در غرب آسیا اثر گذاشته است؟ روش پژوهش ماهیتی توصیفیتحلیلی دارد. این مقاله با مبنا قراردادن آموزههای نظریۀ واقعگرایی «ثبات هژمونیک» بر این فرض استوار است که سردار سلیمانی در سایۀ ساختارگزینی و سازماندهی جریان مقاومت توانست ضمن شالودهشکنی در نظام هژمونیکی آمریکا، اقدام به طراحی الگوی بازدارندگی هژمونیک در غرب آسیا کند. بخشی از اطلاعات مورد نیاز این پژوهش را بهوسیلۀ تحلیل محتوای اسناد امنیت ملی آمریکا در سالهای 2002 تا 2021 و بخشی را با استفاده از گزارشهای خبری رسانهها و منابع کتابخانهای گردآوری کردهایم. نتایج این پژوهش نشان میدهد که ابتکار عمل سردار سلیمانی هم در دوران زندگی دنیوی و هم پس از شهادت، توانست رقابت ایران و آمریکا را در غرب آسیا با پیروزی نسبی محور مقاومت و تثبیت هژمونیک گفتمان مقاومت در این منطقه همراه سازد.