بررسی مقایسهای سیاست خارجی دولتهای باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن در قبال جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات منطقهای، دانشگاه جامع امام حسین(ع)،تهران، ایران
doi
10.22034/fasiw.2022.152728چکیده
یکی از پیچیدهترین و حساسترین روابط در دهههای گذشته در نظام بینالملل، روابط ایران و آمریکا بوده است. بررسی سیاست دولتهای مختلف آمریکا نشان میدهد، الگوی رفتاری تعارضی آن کشور در قبال ایران در دولتهای مختلف ادامه داشته و تعدیلی در الگوی رفتاری آن صورت نگرفته است. با رفتن بوش و رویکارآمدن اوباما آنهم با شعار تغییر، این تصور به وجود آمد که او راهبرد و سیاست جدیدی در قبال ایران در پیش خواهد گرفت. الگوی بهکارگرفتهشدۀ اوباما در قبال ایران متقاعدسازی با گزینههای چندجانبهگرایی، تعامل، ترغیب و اغوا بوده است. اما روند تحولات در 8 سال زمامداریش منجر به تلاشهای زیادی در راستای محدودسازی ایران در عرصههای سیاسی، اقتصادی و منطقهای شد. این الگو با پیروزی ترامپ با رویکردهای جدید دنبال شد و یکجانبهگرایی، تقابل، افزایش تحریم و کارزار فشار حداکثری بر سیاست خارجی ترامپ حکمفرما شد. در کانون سیاست خارجی بایدن نیز بازگشت به برجام وجود دارد که این مسئله با تقویت و توسعۀ مفاد و طولانیترکردن آن در مراحل بعدی و همچنین تسری آن به برنامۀ موشکی و نفوذ منطقهای ایران دنبال میشود. هدف اصلی در این مقاله بررسی و مقایسۀ راهبرد سیاست خارجی دولت اوباما، ترامپ و بایدن در قبال جمهوری اسلامی ایران است. مسئلۀ اصلی این است که راهبرد اوباما، ترامپ و بایدن در قبال ایران بر چه الگوهایی تمرکز داشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد مسئلۀ ایران در سیاست خارجی آمریکا، تابع دستورکار کلانی است که فرادولتی و توسط ساختارهای نهادی آمریکا تبیین شده است. الگوی رفتاری تعارضی آمریکا در قبال ایران به یکی از اولویتهای ثابت و اصلی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. در این پژوهش از روش تحلیلیتوصیفی و الگوی نظری نولیبرالیسم و نوواقعگرایی بهره گرفتهایم. دادهها را با استفاده از منابع کتابخانهای گردآوری کردهایم.