معادلۀ منزلتطلبی روسی در بحرانهای ژئوپلیتیکی جهان اسلام، مطالعۀ موردی سوریه و یمن
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بین الملل، دانشکده امنیت ملی، دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
doi
10.22034/fasiw.2022.152729چکیده
منزلتطلبی بهمثابۀ یک چارچوب تحلیلی در سیاست خارجی نشان میدهد که چگونه روسیه در بحرانهای ژئوپلیتیکی، نقشهای متفاوتی ایفا میکند. منزلتطلبی روسی، متأثر از بینش ژئوپلیتیک و هویت تاریخی روسیه، سبب تبدیلشدن این کشور به یک کنشگر تأثیرگذار در بحرانهای ژئوپلیتیکی جهان اسلام بوده است. مسئلۀ اصلی این پژوهش ارتباط میان منزلتطلبی در سیاست خارجی روسیه و عملکرد متفاوت این کشور در بحرانهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه است. این پرسش مطرح میشود که چه معادلهای میان منزلتطلبی روسی و عملکرد متفاوت مسکو در دو بحران ژئوپلیتیکی سوریه و یمن وجود داشته است؟ در پاسخ این فرضیه میآید که بحرانهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه به اندازهای که بر دو مؤلفۀ هویت تاریخی و گسترۀ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک روسیه تأثیر میگذارند، رفتار منزلتطلبانۀ روسیه را تحت تأثیر قرار میدهد. یافتهها نشان میدهد بحران یمن برخلاف سوریه، ظرفیتهای ژئوپلیتیکی لازم برای ایفای نقش یک قدرت جهانی از سوی روسیه را نداشته است. در مقابل، بحران سوریه بهدلیل تداخل متغیرهای ژئوپلیتیکی منطقهای و جهانی و همچنین ارتباط تاریخی آن با هویت روسی و امپراتوری شوروی، فرصت مناسبی برای پیشبرد راهبرد منزلتطلبی روسیه بود. معادلۀ منزلتطلبی روسی و بحرانهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه سبب شده است تا مسکو تمایلی برای ورود به الگوهای دوستی و دشمنی در منطقۀ خاورمیانه نداشته باشد. به بیان دیگر در معادلۀ روسی، تقویت یا تضعیف محور مقاومت یا سازش اصالت ندارد.