تراسوژگی در مسیر زمانمندی: خوانش مفهوم سیالیت در رمان جنسیت گیلاس اثر جنت وینترسون از نظر کاترین ملبو

نویسندگان

1 دانشکده آموزش آتاترک دانشگاه مارمارا استانبول ترکیه

2 دانشیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران.

doi
10.48308/clls.2024.236952.1264
چکیده

تحقیق حاضر مفهوم سیالیت را از منظر آرا فیلسوف معاصر فرانسوی کاترین ملبو در رمان جنسیت گیلاس نوشته جنت وینترسون مورد بررسی قرارمی‌دهد. سیالیت درونی ازنظر ملبو انسان‌ها را قادر می‌سازد تا براساس تجربیات زندگی و تاثیرات محیطی، هویت و ساختارهای ذهنی خود را دگرگون کنند. بدین منظور سیالیت به‌مثابه عنصری اجتناب‌ناپذیر در زمانمندی و تراسوژگی مورد بحث قرارمی‌گیرد و عامل متغیربودن مفاهیم زمان و هویت است. رابطه‌ی درهم‌تنیده‌ی ذهن و زمان، و زمان و هویت به‌عنوان یکی بودن سیالیت و تراسوژگی نشان داده‌می‌شود و در تجربه‌ی زمان/هویت، تراسوژگیِ شخصیتهای اصلی رمان مورد بررسی قرارمی‌گیرند. زمان به‌مثابه سیالیت مطلق از دیدگاه کاترین ملبو و هویت درمقام تراسوژگی مداوم در جنسیت گیلاس مورد تفحص قرارمی‌گیرند. زمان به‌عنوان جریانی انعطاف‌پذیر و تغییرپذیردر رمان جنسیت گیلاس وینترسون دگرگون می‌شود، می‌شکند، و ازنو تعریف می‌شود.رد‌پای سیالیت و تراسوژگی همانند دو روی یک سکه، و حضور مداوم زمانمندیِ سیال یا سیالیت مطلق در رمان مورد کاوش قرارمی‌گیرند. در نهایت، هویت به‌معنای مشاهده‌ی عبورِ مداومِ خودی به خودِ دیگر در درون شخصیتها، مفهوم "دیگری" را از دیدگاه کاترین ملبو در رمان نشان می-دهد. دیگریِ موجود در سیالیت یا دگرگونگی بدون تعالی ، حضور هرگونه دیگریِ بیرونی را نفی کرده و سیالیت را روندی خودمختار و بدون نیاز به دیگری می‌داند تا جایی که این روند را رهایی‌بخش نشان می‌دهد. ملبو سیالیت را نمایانگر توانایی‌های بنیادین مغز و ذهن برای تغییر و سازگاری با شرایط جدید می‌داند که تاثیرات عمده‌ای در فهم ما از هویت، اختیار، و مسیولیت دارد.