فانتزی ایدئولوژیک در رمان فرزندان امپرطور اثر کلر مسود
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه غیاثالدین جمشید کاشانی، قزوین
doi
10.48308/clls.2025.241093.1368چکیده
مقالهی حاضر با خوانشی انتقادی به واکاوی مفهوم فانتزی ایدئولوژیک با نگاهی به رمانِ فرزندان امپرطور اثر کلر مسود میپردازد. این نوشتار پژوهشی است بنیادی بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی که از مواضع فکری نظریهپرداز معاصر اسلاوی ژیژک بهره میجوید. ژیژک ایدئولوژی را نه یک مسئلهی معرفتشناختی و یا یک آگاهی زودباورانه بلکه یک عمل آگاهانه میداند زیرا امروزه، ما از قبل میدانیم که در حال دریافت نسخهای تحریفشده از واقعیت هستیم. ژیژک عملی را که علیرغم آگاهی از نادرستی آن ادامه مییابد، فانتزی ایدئولوژیک مینامد. با این وجود، در برخی از لحظات بحرانی، به دلیل مختل شدن فرایند نمادسازی در امر نمادین، امکان فروپاشی فانتزی ایدئولوژیک و مواجه مستقیم سوژه با امر واقعی فراهم میآید. هدف پژوهش پیشرو پرداختن به این پرسش است که چگونه رمانِ مسود فانتزی ایدئولوژیکِ سوژههای بدبینآگاه را به تصویر کشیده و چگونه مواجهی شخصیتهای اصلی و خوانندگانِ رمان با امر واقعی، عبور از فانتزی ایدئولوژیک را امکانپذیر میسازد. با توجه به کاربست آرای ژیژک، چنین استدلال میگردد که رمان مسود جامعهای ایدئولوژیک را به تصویر میکشد که در آن شخصیتهای داستان سوژهایی بدبینآگاهی هستند که تحتتاثیر فانتزی ایدئولوژیک با بدبینیآگاهی به خود میقبولانند که مسائل را جدی نمیگیرند، در حالی که در عمل فانتزی خود را جدی میگیرند. در خاتمه، مسود با پرهیز از صدور یک حکم نهایی و با مشارکت دادن خوانندگانِ رمان در این تجربه از واقعیت که هیچ چیزی پشت آن دیگری بزرگ وجود ندارد و امپراطور لباسی به تن ندارد، عبور از فانتزی ایدئولوژیک را ممکن میسازد.