شکاف، نفی، و دیدگاه سرگردان: خوانشی ایزری از جنون و رازآلودگی در «کلاغ» ادگار آلن پو و «عاشق پورفیریا»ی رابرت برونینگ
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.48308/clls.2026.242734.1407چکیده
این مقاله با تکیه بر نظریۀ دریافت ولفگانگ ایزر به تحلیل شعرهای «کلاغ» اثر ادگار آلن پو و «عاشق پورفیریا» اثر رابرت برونینگ میپردازد تا نشان دهد آنچه در این اشعار معمولاً جنون و رازآلودگی تلقی میشود، نه مضامینی ذاتی بلکه تاثیرات خوانشی ساختهشده توسط فرم است. با بهرهگیری از مفاهیم ایزری شکاف، نفی، و دیدگاه سرگردان، این مطالعه آشکار میسازد که هر دو شعر با بهرهگیری از گسستها و لغوهای سازمانیافته، شیوۀ همکاری خواننده را مدیریت مینمایند. در «کلاغ»، ترجیعبند ثابت «هرگز دیگر» همچون مترونومی منفی، میدان معنایی را پیوسته محدودتر میسازد. در «عاشق پورفیریا»، ساختار تکگویی نمایشی، شنوندۀ غایب، و دستور زبانِ خودتوجیهگر، خواننده را وادار میسازد تا با هر نشانۀ تازه، برداشتهای پیشین را بازنگری نماید. مقاله یک پروتکل تحلیلی قابلانتقال، شامل بررسی شکافها ← ردیابی نفی ← بازسازی مسیر خواننده ← و آزمودن محدودیتها، پیشنهاد میکند تا نشان دهد که طراحی ساختار متن چگونه میتواند توجه خواننده و پاسخ او را هدایت نماید. در نهایت، این مطالعه آشکار میسازد که تأثیر این شعرها نه از آزادی تفسیری، بلکه از محدودیتهای صوری ناشی میشود که مسیر خوانش را شکل میدهند و از رهگذر آن خودِ تجربۀ خواننده به محصول ساختار ادبی بدل میشود.