قبولش کن و به ما بپیوند: کاربست نظریۀ گروهاندیشی در نمایشنامۀ کرگدن نوشتۀ اوژن یونسکو
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.48308/clls.2025.241531.1376چکیده
این پژوهش نمایشنامهی کرگدن اثر اوژن یونسکو را در چارچوب نظریهی گروهاندیشی اروینگ جنیس تحلیل میکند و میکوشد نشان دهد فرایند تدریجی کرگدنشدگیِ شهروندان تا چه حد با مؤلفههای روانشناختی همنوایی جمعی همپوشانی دارد. پرسش اصلی این است که نشانههای گروهاندیشی، از قبیل توهم آسیبناپذیری، عقلانیت جمعی، باور به اخلاق ذاتی گروه، خودسانسوری، توهم اتفاقنظر، فشار مستقیم بر مخالفان و نقش نگهبانان ذهن، چگونه در سطح گفتوگو، کنش و ساختار نمایشی کرگدن بازتاب یافتهاند. روش پژوهش، کیفی و متنمحور است. بدینصورت که ابتدا صحنهها و گفتوگوهای کلیدی، بهطور جزءبهجزء توصیف شده و سپس بر اساس الگوی جنیس تفسیر گردیدهاند. یافتهها نشان میدهد که نمایشنامه، با الگوی گروهاندیشی همخوانی زیادی دارد: از کوچکشمردن اولیهی خطر و عقلانیسازی مسخ، تا بازتعریف معیارهای اخلاقی، سرکوب تدریجی تردیدها، شکلگیری توهم اجماع و اعمال فشار بر دگراندیشان. شخصیتهایی چون بوتار، دودار، ژان و دیزی هر یک مرحلهای از این فرایند را مجسم میسازند؛ در حالیکه برنژه، بهعنوان آخرین انسان، تنها نقطهی گسست در چرخهی گروهاندیشی باقی میماند. نوآوری پژوهش در آن است که کرگدن را از سطح تمثیل صرفِ فاشیسم و بحران وجودی فراتر میبرد و آن را بهمنزلهی مطالعهی موردیِ فروپاشی تفکر انتقادی در جوامع تودهای صورتبندی میکند و بدینگونه، پیوندی میان نقد ادبی، نظریهی نمایش و روانشناسی اجتماعی برقرار میسازد.