آب و هوای باستانی و امکان‌سنجی حضور و توسعة اجتماعاتِ نوسنگی در حوزة فرهنگیِ گرگان

نویسندگان

1 استادیار گروه باستانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ورامین-پیشوا

2 دانش آموخته ی کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه آزاد تهران مرکز

3 دانشجوی دکترای باستانشناسی دانشگاه بوعلی سینا

4 دانش آموخته ی کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه آزاد تهران مرکز

doi
10.22084/nbsh.2017.12621.1565
چکیده

دگرگونی‌های آب‌وهوایی در دوره‌ی هولوسن و هم‌زمان‌­با دوره‌ی نوسنگی، موجب تغییرات وسیع در میزان دما و رطوبت مناطق مختلف زمین و پوشش گیاهی و جانوری آن‌ها شده‌­است. یکی از این مناطق مستعد، حوزه‌ی فرهنگی-جغرافیایی گرگان می‌­باشد که مهم‌ترین ویژگی جغرافیایی آن درکنار کوه‌های البرز و کوپه‌داغ، دریای مازندران است. عمده‌شناخت ما درباره‌ی محوطه‌های فراپارینه‌سنگی و نوسنگی منطقه، از کاوش محوطه‌ها در مناطق ساحلی دریای مازندران به‌دست آمده­‌است. هدف پژوهش پیشِ­‌رو، امکان‌سنجی ارتباط و انتقال جمعیتی و اطلاعاتی میان مناطق مذکور باتوجه‌ به‌نقش جغرافیای طبیعی در شکل‌گیری و تحول فرهنگی اجتماعات انسانی است. این مسئله بر این­ فرض استوار است­ که ویژگی‌های جغرافیایی و اقلیمی درکنار دگرگونی‌­های آب­‌و­هوایی، باعث شکل‌گیری انطباق‌های خاص منطقه‌ای فرهنگ‌های نوسنگی شده است. داده‌های موجود، شامل اطلاعات اقلیمی از منابعی همچون تحلیل‌های مغناطیسی و ‌زمین‌شیمی، دیرین‌بوم‌شناسی، گرده‌شناسی، مطالعه‌ی نوسانات سطح آب دریای مازندران و توالی رسوبات لُسی دشت گرگان در کنار داده‌های باستان‌شناختیِ به ما کمک می­‌کند. دیگر ویژگی منطقه، وجود رسوبات ساحلی است که از دو منبع رودخانه‌ها و کمربندهای لُسی تأمین می‌گردند. منطقه‌ی دریای مازندران درطول سال‌های متمادی محل پیش­‌رَوی‌ها و پس‌­رَوی‌های متعدد دریای مازندران به‌شمار می‌آمده است. تقسیم‌بندی‌های لایه‌های فراپارینه‌سنگی در غارهای هوتو و کمربند قابلیت تطبیق با آب‌وهوای باستانی را دارد و می‌تواند با پیش‌­رَوی‌ها و پس‌­رَوی‌های دریای مازندران تأیید گردد. نتایج پژوهش نشان می‌­دهد که منطقه در آغاز نوسنگی در شرایط سخت و خشن به‌سر می‌برده است. برآیند این امر نشان می‌­دهد که تحولات فرهنگی و تکنولوژیکی اجتماعات انسانی منطقه به‌شدّت تابع شرایط تحمیلی از سوی محیط بوده و نوسانات محیطی شدید، ضرورت تحرک جوامع را ایجاب می‌کرده است. این امر، باعث نفوذ مواد فرهنگی به فراتر از مرزهای جغرافیایی گردیده و همگونی نسبی را در بین سفال‌های منتسب به فرهنگ جیتون پدید آورده است. با تکیه برمستندات موجود تحرک جمعیتی از ویژگی‌های منطقه در دوران پایانی پلیستوسن و آغاز هولوسن به‌شمار می‌آمده است.