مبانی و کارکردهای سیاست همسایگی اروپا؛ درسهایی برای سیاست همسایگی ایران
نویسندگان
1 ، استادیار گروه مطالعات منطقه ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
کشورها برای گزینش متحدین یا دوستان خود در گوشهوکنار جهان، حق انتخاب دارند؛ اما درمورد همسایگان خود از چنین حقی برخوردار نیستند؛ چراکه جغرافیا این امر را برای آنها از قبل محتوم کرده است. ظهور مرزهای جغرافیایی و سیاسی و مفهومی بین کشورهای همسایه که به همسایگی آنها رسمیت بخشیده، بستری برای همکارهای گستردۀ فرامرزی بین همسایگان فراهم کرده است. کشورها برای مدیریت روابط مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی خود با همسایگان، چهارچوبهایی تدوین میکنند که به «سیاست همسایگی» معروف است. الگوهای مختلفی از سیاست همسایگی را میتوان در جهان شناسایی کرد و با توجه به شباهتها و تفاوتهای آنها، از آن در طراحی و پیشبرد سیاست همسایگی ایران بهره جست. یکی از این الگوها، سیاست همسایگی اروپاست. البته این الگو از جهاتی با الگوهای متعارف سیاست همسایگی تفاوتهایی دارد. در سیاست همسایگی اروپا روابط بین یک کشور با همسایگان مطرح نیست، بلکه روابط یک اتحادیۀ سیاسیاقتصادیِ متشکل از 27 کشوری که سعی کردهاند از طریق یکجاکردنِ حاکمیت و اختیارات در حوزههای مختلف به سیاستهای مشترکی رسیده و در پرتو آن، روابط با همسایگان خود را سازماندهی کنند، مطرح است. اتحادیۀ اروپا از طریق سیاست همسایگی اروپا، بهعنوان سیاست مشترکی بین کشورهای عضو، سعی کرده تا در چهارچوب مبانی و اهداف این اتحادیه، از طریق سازوکارهای تعیینشده، روابط این اتحادیه با کشورهایی را که با آن مرز جغرافیاییِ بلافاصله دارد، تنظیم کند. ازآنجاکه سیاستهای همسایگی در جهان بهطور کامل از یکدیگر متفاوت نیست و اشتراکاتی میتوان بین آنها پیدا کرد، مطالعۀ سیاست همسایگی اروپا برای طراحی و اجرای یک سیاست همسایگی کارآمد، برای ایران میتواند مفید باشد. برایناساس، این مقاله درصدد پاسخگویی به این پرسش است که از مبانی و اهداف و کارکردهای سیاست همسایگی اروپا چه درسهایی را میتوان برای طراحی و اجرای سیاست همسایگی ایران آموخت؟