غار بتخانه: شواهدی نو از جوامع کوچ رو در زاگرس مرکزی از نیمه ی هزاره ی چهارم ق.م. تا پایان عصر مفرغ، کوهدشت، لرستان
نویسندگان
1 استاد گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکترای باستان شناسی دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکترای باستان شناسی دانشگاه تهران
doi
10.22084/nbsh.2018.9235.1411چکیده
سالها از آغاز پژوهشها پیرامون جوامع نیمهیکجانشین در خاور نزدیک و بهخصوص در زاگرسمرکزی میگذرد. این پژوهشها شامل مطالعات قومشناسی، مردمشناسی و نیز مطالعات باستانقومشناسی میشود. این پژوهشها اطلاعات مفیدی پیرامون ساختار فرهنگی جوامع نیمهیکجانشین زاگرسمرکزی در اختیار پژوهشگران قرار داده است. با اینوجود بازسازی الگوهای فرهنگی جوامع نیمهیکجانشین در ادوار گذشته بهدلیل دشواری شناسایی محوطههای مرتبط با این نوع از معیشت بسیار دشوار است. از اینرو استفاده از راهبردهای ویژه در کاوشها و بررسیهای باستانشناسی بسیار ضروری است. در این میان غارها و پناهگاههای صخرهای که دربردارندهی شواهدی از سکونتهای کهن هستند، میتوانند درک ما را از الگوهای معیشتی و ساختارهای فرهنگی آنها افزایش دهند. شناسایی این استقرارگاهها بهمراتب سادهتر از محوطههای باز بوده و متحمل آسیبهای کمتری نسبت به محوطههای باز هستند. غار بتخانه نیز از جمله این غارهاست که احتمالاً بازتابدهندهی زوایایی از ساختار فرهنگی نیمهیکجانشینی در زاگرسمرکزی است. این غار در 21 کیلومتری جنوبشرقی شهر کوهدشت و یک کیلومتری شرق روستای دمچهر قرعلیوند، در غرب استان لرستان قرار دارد. در پی ساماندهی این غار در سال 1387 هـ.ش. شواهد حضور ساکنینی از هزارهی چهارم تا دوران تاریخی آشکار گشت. همچنین وجود بقایای متعدد استخوانی انسان، بز سانان، اسبسانان، خرگوش و... نیز مشاهده شد. هر چند نهشتههای فرهنگی این غار بر اثر حفاریهای غیر مجاز کاملاً جابهجا و بههم ریخته شده بود و عملاً فرایند لایهنگاری را غیرممکن میساخت، با اینوجود بهدلیل اهمیت یافتههای این غار و همچنین موقعیت مهم این غار در محدودهی شهرستان کوهدشت، تمامی یافتهها جمعآوری و مستند شد. در این مقاله علاوهبر معرفی یافتههای فرهنگی این غار و گاهنگاری نسبی یافتهها، تلاش میشود مروری تحلیلی بر کاربری این غار از نیمهی دوم هزارهی چهارم ق.م. تا پایان عصر مفرغ باتوجه به شواهد موجود داشته باشد.