بررسی مبانی فقهی حق کودک بر بودن با والدین و خویشاوندان با رویکردی به نظر امام خمینی(س)
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید مطهری
2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خانواده دانشگاه امام صادق(ع)
doi
چکیده
ارتباط با والدین و خویشاوندان از ضروریترین نیازهای کودک برای رسیدن به رشدی همه جانبه است که گاه به دلایل مختلفی از سوی والدین و خویشاوندان وی نادیده گرفته میشود. این امر ضرورت شناسایی حق کودک بر بودن با والدین و خویشاوندان را ثابت میکند. و از آنجایی که در حقوق ایران چنین حقی برای کودک در قالب دو نهاد حضانت و ملاقات، به رسمیت شناخته شده است؛ لزوم بررسی مبانی فقهی آن نیز احساس میگردد که مهمترین آنها قاعده لاضرر و لاحرج است، بنابراین پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی به چگونگی شناسایی حق کودک بر بودن با والدین و خویشاوندان بر اساس این دو قاعده است. طبق نظر امام خمینی قاعدة لاضرر تنها در صورتی میتواند مبنای حق کودک بر بودن با والدین و خویشاوندان واقع شود، که آن را به معنای نهی حکومتی در نظر بگیریم. لیکن اشکال پذیرش این نظر در این است که ایشان لاضرر را تنها بر قاعدة سلطنت یعنی «الناس مسلطون علی اموالهم» حاکم میدانند که ارتباطی به بحث ما پیدا نمیکند. بنابراین تنها در صورتی که لاضرر را حاکم بر تمام ادلة احکام اولیه دانسته و نیز قاعدة سلطنت را شامل تسلط بر «انفس» بدانیم، این مشکل مرتفع شده و چنین حقی برای کودک اثبات میشود و دست قضات به عنوان نمایندة حاکم، برای صدور رأی بر اساس منافع کودک در باب حضانت و ملاقات باز خواهد بود. قاعدة لاحرج نیز این حق را برای کودک اثبات کرده و امام نیز آن را پذیرفتهاند