بررسی مفهوم‌سازی‌های استعاری دربردارندۀ حوزۀ مبدأ بالا/پایین در سینمای ایران: مطالعۀ موردی فیلم‌های رقص در غبار و چهارشنبه‌سوری

نویسندگان

1 بخش زبان‌های خارجی و زبان‌شناسی، د‌انشکد‌ه اد‌بیات و علوم‌انسانی، د‌انشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 بخش زبان‌های خارجی و زبان‌شناسی، د‌انشکد‌ه اد‌بیات و علوم‌انسانی، د‌انشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 بخش زبان‌های خارجی و زبان‌شناسی، د‌انشکد‌ه اد‌بیات و علوم‌انسانی، د‌انشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22099/jill.2024.50713.1390
چکیده

حضور گستردة استعاره‌های مفهومی در زندگی روزمرة انسان‌‌ها، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزة زبان‌شناسی شناختی بوده‌است. اثر حاضر با بهره‌گیری از نظریة استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (a۱۹۸۰)،‌ نظریة استعاره‌های تصویری و چندوجهی فورسویل (۲۰۰۶، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶) و همچنین آرای کوچش (۲۰۲۰) در خصوص استعاره‌های تصویری، حوزة مبدأ بالا/ پایین در یک رسانة چندوجهی مانند سینما را بررسی کرده‌ است تا از این طریق بتواند چگونگی به‌کارگیری استعاره‌های جهتی با این حوزة مبدأ استعاری را علاوه بر کلام در وجه تصویری نیز مطالعه ‌کند. بدین منظور، فیلم‌های بلند سینمایی فارسی‌زبان «رقص در غبار» و «چهارشنبه‌سوری» بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که فیلم‌ساز با نمایش تصویری مفاهیم بالا/ پایین، از آن‌ها به ‌عنوان حوزة مبدأ استعاری استفاده می‌کند تا مفاهیم انتزاعی را در قالب استعاره‌های مفهومی به بیننده منتقل کند. در هر دو فیلم در موقعیت‌های مختلف این استعاره‌ها اغلب صرفاً در وجه تصویری به‌ کار گرفته شده ‌است تا درک ناخودآگاه مخاطب از موقعیت انتزاعی شخصیت‌ها را تضمین‌ کند. حضور گستردة استعاره‌های مفهومی مرتبط با این حوزة مبدأ در فیلم‌های فارسی‌زبان نشان می‌دهد که این استعاره‌‌ها به قدری در ذهن مخاطب ایرانی بدیهی و اولیه هستند که کارگردان به وفور از آن‌ها برای شخصیت‌پردازی و پیش‌برد داستان استفاده می­کنند. بدین‌ترتیب منظور مورد‌ نظر خود را انتقال می‌دهد و مخاطب نیز احتمالاً به‌ صورت ناخودآگاه آن را درک می‌کند.