بررسی جایگاه نبی در حکمت عملی از نگاه فارابی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه اخلاق دانشگاه معارف.
2 دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه قم.
doi
چکیده
حکمت عملی بدون شک یکی از مهمترین دغدغههای فلسفی فارابی است. نتیجۀ واحدی که از آثار متعدد وی دربارۀ حکمت عملی به دست میآید، تأکید بر نقش أنبیا در این عرصه است. شخص نبی با ورود به این عرصه و دستاندازی به ابعاد حکمت عملی، در استکمال و غنای آن میکوشد. پرسشی که در این مقاله به دنبال پاسخ آن هستیم، این است که نبی چه جایگاهی در حکمت عملی داشته و چگونه در جنبههای مختلف آن نقشآفرینی میکند. به طور کلی دو جنبه در حکمت عملی قابل تصور است: 1. بیان حکمت عملی 2. اجرای حکمت عملی. از منظر فارابی، حکمت عملی زمانی به سعادت میانجامد که در هر دو جنبۀ آن با موفقیت عمل شود. اهمیت این دو جنبۀ حکمت عملی و نقش کلیدی آنها در سعادت افراد جامعه اقتضا میکند که کاملترین افراد اجتماع به آنها بپردازند. به همین دلیل، شخص نبی که در عالیترین مرتبۀ انسانی قرار دارد این امور را به عهده میگیرد و با استعانت از وحی در آنها نقشآفرینی میکند. در گام نخست او به بیان حکمت عملی میپردازد و فضایل و راههای رسیدن به آن را در قالب دین بیان میکند. در گام بعد، با به دست گرفتن رهبری اجتماع، حکمت عملی را اجرا میکند و آن را در جامعه میگسترد.