خوانشی اسلامی از فلسفة اخلاق یونان؛ نگاهی هرمنوتیکی به تهذیب الاخلاق مسکویه
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی دانشگاه مفید.
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس.
doi
چکیده
چگونگی شکلگیری و تحول مفاهیم و انتقال آن به فرهنگ و تمدن دیگر، جسارتی سترگ در فهم اندیشه است. نوشتار پیش رو، متن «تهذیب الاخلاق» را برای بررسی انتخاب کرده، تا با نگاهی هرمنوتیکی (تفسیری)، از چگونگی تحول مفاهیم اخلاقی یونان، نحوۀ انتقال و برگردان آن به فرهنگ و اندیشۀ اسلامی، گزارشی فراهم آورد. پرسش این است: با توجه به شیوۀ هرمنوتیکی، فهم مفاهیم اخلاقی نزد مسکویه چگونه است؟ «تهذیب الاخلاق» متنی است که مفاهیم اخلاقی و بنیانهای این مفهوم را در درون نظام زبانی ـ واژگانی خود جای داده است. تبار متن تهذیب الاخلاق را میتوان در «اخلاق نیکوماخوسِ» ارسطو، به عنوان بینامتنیت[1] مسکویه، انگاشت. بنیادهای فلسفی ـ اخلاقی متن تهذیب الاخلاق نزد ارسطو و مسکویه یکسان نیست. پولیس (شهر ـ دولت)[2]، فرونسیس (عمل)[3]، ریطوریقا (سخنوری)[4]، پراکسیس (کنش)[5]و دیکه (عدالت)[6] مفاهیم کلیدی برای تبیین بنیانهای فلسفۀ اخلاق نزد ارسطو است. در حالی که فضیلت، سعادت، خرد و مدنیت، مفاهیمی هستند که در نظام اخلاقی مسکویه برجستهاند. واژهها به شکل یونانی آن نزد مسکویه حاضر نیست، اما مسکویه فهم و ترجمهای از این مفاهیم بیان کرد که بنیانهای اخلاق فلسفی را پیریزی کرد. نوشتار پیش رو تلاشی است برای فهمِ تحولِ مفاهیمِ اخلاقی در حوزۀ فکر اسلامی؛ به منظور نشان دادن «امکان شکلگیری دانش فلسفی اخلاق» در اسلام دورۀ میانه. [1]. intertextuality [2]. Polis [3]. phronesis [4]. rhetoric [5]. praxis [6]. Dike