ارزیابی سودمندی مالی و عملکرد کاشت تلفیقی صنوبر (Populus nigra 62/154) و یونجه (Medicago sativa L.) در ایستگاه تحقیقات صنوبر ساعتلوی ارومیه
نویسندگان
1 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران
2 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران
3 استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.30466/jfrd.2024.55437.1733چکیده
مقدمه و هدف: با توجه به نیاز چوبی صنایع چوب کشور و از طرفی تصویب طرح تنفس جنگل و عدم برداشت چوب از جنگلهای شمال کشور، مشکلات واردات چوب بهدلیل گرانی ارز و عدم ثبات آن، نیاز است که سطح صنوبرکاریها در مناطق مستعد توسعه یابد. با وجود گستردگی سطح صنوبرکاری در استان آذربایجان غربی، عدم توجیه اقتصادی مناسب بهویژه در سالهای اولیه زراعت چوب، ضرورت توجه به کشتهای تلفیقی در اقلیم شمالغرب کشور اهمیت مییابد. کشت تلفیقی صنوبر با یونجه بهدلیل اهمیت بالای یونجه در تغذیه دام و جایگاه آن در استان آذربایجان غربی بهعنوان دومین تولیدکننده یونجه در کشور و همچنین با توجه به اهمیت کشت تلفیقی در افزایش عملکرد بهعنوان منبع درآمد اولیه برای کشاورزان و تأثیر آن بر حاصلخیزی خاک و بهرهوری حداکثری از منابع، میتواند بهعنوان گزینهای مناسب در عملیات بیشهزراعی باشد. این پژوهش نیز در این راستا و با هدف کمیسازی سودمندی کشت تلفیقی دالانی صنوبر و یونجه در شرایط اقلیمی شهرستان ارومیه انجام شد.مواد و روشها: این پژوهش در ایستگاه تحقیقات صنوبر ساعتلوی ارومیه با ارتفاع 1338 متر از سطح دریا، وابسته به مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی در سال 1398 (سال کاشت قلمه) تا سال 1402 انجام شد. در این پژوهش از کلن موفق صنوبر تبریزی (Populus nigra 62/154) که در آزمایشهای سازگاری از عملکرد تولید چوب بالایی برخوردار بوده است، بهعنوان مؤلفه درختی استفاده شد. گیاه علوفهای یونجه (Medicago sativa L.) رقم همدانی ما بین ردیفهای نهال صنوبر کاشتهشده در اسفند ماه 1399 (سال کاشت نهال) به فاصله 2×4 متر (فاصله بین ردیفها چهار متر و داخل ردیفها دو متر)، در اوایل بهار 1400 مورد کاشت قرار گرفت. اندازهگیری صفات در یونجه، در فصل برداشت در سه چین و اندازهگیری درختان صنوبر در پایان فصل رویش در سه سال متوالی پاییز 1400، 1401 و 1402 انجام شد. در پایان ارزیابی اقتصادی و سودمندی نسبی از درآمد حاصل از هر یک از کشتهای خالص و تلفیقی نیز بر اساس شاخصهای نسبت برابری زمین (LER)، شاخص مجموع ارزش نسبی (RVT)، مقدار افزایش عملکرد واقعی (AYL) و شاخص سودمندی کشت بیشهزراعی (IA) انجام شد.یافتهها: نتایج نشان داد مشخصههای قطر برابرسینه، ارتفاع و موجودی حجمی صنوبر فقط در سال 1402 در سطح احتمال پنج درصد معنیدار بود و بیشترین مقدار رشد این متغیرها در کشت خالص صنوبر بهدست آمد. در ارتباط با کشت یونجه نیز اختلاف معنیدار آماری در مشخصه ارتفاع بوته یونجه تحتتأثیر دو نوع کشت خالص و تلفیقی و سه چین برداشت در هر سه سال 1400 تا 1402 وجود داشت. ارتفاع بوته در چینهای مختلف در سالهای 1400 و 1401 در سطح احتمال پنج درصد و در سال 1402 در سطح احتمال یک درصد اختلاف نشان داد. ارتفاع بوته در سال 1401 در سطح پنج درصد و در سال 1402 در سطح یک درصد اختلاف معنیدار آماری را تحت اثر متقابل نوع کشت در چین نشان داد درصورتیکه متغیر وزن خشک یونجه در این مورد اختلاف معنیداری را نشان نداد. بررسی عملکرد یونجه در هکتار نیز باوجود بالا بودن عملکرد در کشت تلفیقی در هر سه سال برداشت، تفاوت معنیداری در طول سه سال در نوع کشت خالص و تلفیقی نشان نداد. مقدار مجموع ارزش نسبی (RVT) 80/1، 27/1 و 07/1 بهترتیب در سالهای 1400، 1401 و 1402 بهدستآمده است که نشان میدهد درآمد حاصل از کشت تلفیقی صنوبر و یونجه بهترتیب 80/1، 27/1 و 07/1 برابر بیشتر از تککشتی صنوبر و یونجه برای هر یک از سالهای موردبررسی است. مقادیر شاخص سودمندی کشت تلفیقی (IA) بهترتیب 80/4، 67/2 و 83/1 در سالهای 1400، 1401 و 1402 بهدستآمده است که بیشتر از یک و مثبت است. محاسبات اقتصادی و سود حاصله صنوبر در کشت خالص و تلفیقی در سال 1402 نشان داد در کشت خالص صنوبر مقدار سود حاصله منفی است (75/18-) و سود خالص در کشت تلفیقی صنوبر و یونجه مثبت بوده و به 16/14 میلیون تومان در هکتار در سال رسید.نتیجهگیری: در این پژوهش در هر سه سال کشت تلفیقی بر تککشتی از نظر اقتصادی ارجحیت داشت بهدلیل اینکه RVT بزرگتر از یک بهدستآمده است و سود خالص مثبت بوده است. نتیجهگیری کلی این پژوهش مبین این موضوع است که با وجود سنتی بودن سیستمهای بیشهزراعی منطقه، این سیستمها سوددهی و بازده اقتصادی بالاتری نسبت به کشاورزی تکمحصولی دارند، بنابراین اگر این سیستمها به شیوه درستی مدیریت شوند، تأثیر مثبتی در اقتصاد روستایی خواهند داشت.