تأثیر بستر و روشهای کاشت بر جوانهزنی و رشد نهال بلوط سفید (Quercus petraea (Matt.) Liebl.)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد مدیریت جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
3 استادیار، گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
doi
10.30466/jfrd.2025.55829.1746چکیده
مقدمه و هدف: جنگلکاری و احیای جنگلها، بهویژه با استفاده از گونههای بومی، بهعنوان یکی از راهکارهای کلیدی برای حفظ و توسعه پایدار منابع طبیعی هستند. در ایران، با توجه به اقلیم خشک و شکننده و سطح پوشش جنگلی بسیار پایینتر از حد مطلوب، اهمیت این برنامهها دوچندان است. جنگلهای ارسباران، بهعنوان یکی از مناطق رویشی ویژه کشور، زیستگاه گونههای ارزشمندی مانند بلوط سفید (Quercus petraea (Matt.) Liebl.) هستند که با توانایی بالای خود در سازگاری با شرایط مختلف زیستمحیطی و اهمیت بومشناسی و اقتصادی، نقشی کلیدی در حفاظت از بومسازگانهای جنگلی دارند، اما تخریب زیستگاههای طبیعی باعث محدود شدن پراکنش این گونه شده است. از اینرو، این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بستر و روش کاشت بر جوانهزنی و رشد نهالهای بلوط سفید در نهالستان ائلگلی واقع در شهر تبریز طراحی شده است تا نتایج آن بتواند راهنمایی مؤثر برای اجرای طرحهای جنگلکاری و احیای جنگلهای بلوط در ایران و مناطق مشابه ارائه دهد.مواد و روشها: این پژوهش بهصورت آزمایش فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی انجام شد تا تأثیر بستر و روش کاشت بر جوانهزنی و رشد اولیه بلوط سفید (Q. petraea (Matt.) Liebl.) بررسی شود. بذرها از جنگلهای ارسباران جمعآوری و پس از آمادهسازی در سه نوع بستر (شاهد: خاک، کود و ماسه به نسبت 1:1:1؛ بستر یک: خاک، کود و ماسه به نسبت 2:1:1؛ بستر دو: خاک، کود و ماسه به نسبت 3:1:1) و سه روش کاشت (افقی، نوک به بالا، نوک به پایین) در تاریخ 15 بهمن 1401 کاشته شدند. آبیاری گلدانها بهطور منظم و طبق برنامه زمانی مشخص هر دو روز یکبار با استفاده از سیستم مهپاش انجام شد. جمعآوری دادهها، که شامل درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی و رشد نهالها (ارتفاع و قطر یقه) بود، از تاریخ اولین جوانهزنی (20 اردیبهشت 1402) آغاز و تا پایان دورۀ آزمایش (شهریور 1402) ادامه یافت. دادهها با استفاده از آزمون واریانس دوطرفه و آزمون دانکن در نرمافزار SPSS (نسخۀ 26) مورد تحلیل قرار گرفتند.یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که روش کاشت و نوع بستر کاشت تأثیر زیادی بر ویژگیهای رشد و جوانهزنی بذرها دارد. آنالیز واریانس نشان داد که اثر نوع بستر کاشت بر قطر یقه معنیدار بود (05/0>p)، درحالیکه روش کاشت و اثر متقابل این دو عامل تأثیر معنیداری نداشتند. بیشترین قطر یقه در روش کاشت افقی و بستر دو با مقدار میانگین 25/0±29/4 سانتیمتر مشاهده شد، درحالیکه کمترین مقدار آن در روش کاشت رو به پایین و بستر یک با مقدار 58/0±93/2 سانتیمتر ثبت شد. در رابطه با ارتفاع نهال، اثر روش کاشت بذر معنیدار بود (05/0>p)، بهطوریکه بیشترین ارتفاع در روش کاشت افقی و بستر دو با میانگین 88/3±69/35 سانتیمتر مشاهده شد و کمترین مقدار آن در روش کاشت رو به پایین و بستر دو با مقدار 36/4±17/22 سانتیمتر ثبت شد. با اینحال، اثر نوع بستر کاشت و اثر متقابل نوع بستر کاشت و روش کاشت معنیدار نبودند. طول ریشه نیز تحت تأثیر روش کاشت بذر قرار گرفته بود (05/0>p) و بیشترین مقدار طول ریشه در بستر دو و کاشت افقی با میانگین 54/3±69/48 سانتیمتر بهدست آمد. در مقابل، کمترین طول ریشه مربوط به روش کاشت رو به پایین و بستر دو با مقدار 21/5±50/35 سانتیمتر بود. در بررسی صفات جوانهزنی، بیشترین درصد جوانهزنی (100 درصد) مربوط به روش کاشت افقی و تیمار شاهد بود، درحالیکه کمترین درصد جوانهزنی (13 درصد) در روش کاشت رو به پایین و بستر یک مشاهده شد. بهطورکلی، روش کاشت افقی و رو به بالا در مقایسه با رو به پایین درصد جوانهزنی بالاتری داشتند. همچنین، بسترهای شاهد و دو عملکرد بهتری نسبت به بستر یک نشان دادند.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش تأثیر زیاد روشهای کاشت و نوع بستر کاشت را بر ویژگیهای جوانهزنی و رشد نهالها نشان داد. بهطور ویژه، کاشت افقی بهعنوان روشی مؤثرتر نسبت به دیگر روشها شناخته شد که باعث بهبود قابلتوجه قطر یقه، ارتفاع نهال و طول ریشه شد. در مقابل، کاشت بهصورت رو به پایین کمترین تأثیر را بر این صفات داشت. همچنین، بستر کاشت شماره دو عملکرد بهتری نسبت به دیگر بسترها داشت و بهویژه در بهبود قطر یقه و طول ریشه مؤثر بود. در خصوص درصد جوانهزنی، بیشترین درصد مربوط به تیمار شاهد و روش کاشت افقی بود. این نتایج تأکید میکند که انتخاب مناسب روش کاشت و بستر کاشت میتواند تأثیر بسزایی در بهبود فرآیند جوانهزنی و رشد نهالها داشته باشد و در برنامههای جنگلکاری و احیای منابع طبیعی نقش مهمی ایفا کند. این پژوهش علاوه بر فراهم کردن راهکارهایی برای بهینهسازی رشد نهالها، زمینهساز تحقیقات آتی در زمینه بررسی عوامل محیطی و مدیریتی دیگر بر گونههای گیاهی مختلف خواهد بود.