مناطق مساعد برای میزبانی حرکتهای رادیکال سلفی تکفیری در جهان اسلام: گمانههایی برای دهه منتهی به سال 1410 شمسی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
در آستانه آغاز سال 1400 شمسی، میتوان بر فراز قرنی پرماجرا ایستاد و سرشت و سرنوشت سوانح گوناگون این سدهی لبریز از نصیحت و عبرت را از نظر گذارند: از جنگهای بسیار پرتلفات جهانی و تأسیس کشورهای جدید با چندپاره شدن کشورهای مستقر تا مداخلههای موسوم به بشردوستانه و جنگهای نیابتی. اما از میان این سوانح خطیر، جدیدترین آنها یعنی تأسیس دولتی اسلامی در بخش بزرگی از سرزمین سوریه و عراق، حاوی درسهای استراتژیک و ارزشمند است. متأسفانه سانحه و واقعهای به این عظمت، در کشور ما به دست اصحاب ایدئولوژی و ژورنالیستها و محققان میان مایه سقط شد در حالی که ایرانیان و آکادمیهای ایرانی میتوانستند بواسطه درگیر شدن قهری ایران در این ماجرا، به ریفرینس بینالمللی در باب ارکان و آینده داعش و گروههای مشابه بدل شوند. مایه بسی خسران و یأس است که استادان ایرانی برای فهم ریشه و شیوه و آینده حرکتهایی از جنس داعش به منابع غربی پناه بیاورند در حالی که جنگ در همین نزدیکی ایرانیان رخ داده و هزاران ایرانی مرتبط با این جنگ بینظیر ، علیالاصول خزانهی داده و تحلیل میتوانند بود. به هر ترتیب، امروز آتش ادعاهای داعش فروخفته است. گمان اول و ساده اندیشانه این است که داعش از بین رفته است و راه مقابله با ظهور مجدد آن نیز تقویت نیروهای ویژه ضربتی و ضدتروریستی است. پرسش اساسی اما این است که با فرض امکان ظهور مجدد داعش یا گروهی مشابه آن، مساعدترین منطقه جهان اسلام برای بازیگری این گروه خطرناک کجاست و نشانهها و علائم میزبانی داعش کدامند؟ پژوهش حاضر با علم به ادبیات گستردهای که در زمینه گروههای سلفی تولید شده، در پی طرح نکتهای دیگر و تازه است. سعی نگارنده ، معطوف به آزمون این فرضیه جذاب است که اساسیترین رانه در انتخاب داعش القاعده از جانب جهادیها، «احساس اشغال» است و اصلیترین نشانه برای تخمین مکان ظهور داعش یا شبهداعش هم عبارت است از مفهوم بیدولتی یا Statelessness.