ابتنای معناشناسانه اخلاق به دین

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.

doi
چکیده

نسبت میان دین و اخلاق، به عنوان دو حوزهٴ ارجمند و سترگ زیست انسانی، در طول تاریخ و دست‌کم از زمان افلاطون به این سو مورد اقبال متفکران بوده است، چه این‌که هر دو متکفّل صلاح و فلاح انسان این جهانی بوده، بسته به میزان بی‌نیازی یا نیازمندی به دیگری،نظم و نسق متفاوتی پی می‌افکنند. مطابق یکی از این تقریرات، اخلاق و کنش اخلاقی جز با اتکا به آموزه‌های وحیانی سامان نمی‌یابد به گونه‌‌ای که در این وابستگی حداکثری به لحاظ معناشناختی، همه یا برخی از مفاهیم اخلاقی تنها با ارجاع و تحویل به مفاهیم دینی تعریف‌پذیر است.اما چنان‌که ملاحظه می‌کنیم انحای این گونه وابستگی حتی در قرائت‌‌های تعدیل‌‌یافتهٴ آن ـ که اوصاف اخلاقی را با ضمّ قیودی وابسته به فعل ارادی خدایی مهرورز، خیرخواه یا...می‌‌انگارد ـ هیچ‌‌یک تاب و توان چیره شدن بر نقدها و اشکالات پیش‌رو را نداشته‌اند.