اخلاق و فرزانگی از منظر فارابی و کنفوسیوس
نویسندگان
1 استادىار دانشگاه اصفهان.
doi
چکیده
تحقیق حاضر با مقایسه اخلاق و فرزانگی در دو نظام فلسفی فارابی و کنفوسیوس، به بررسی تحلیلی نقش و جایگاه اخلاق در این دو نظام پرداخته است. ابتدا هر یک از دو نظام فلسفی را با توجه به تأکیدهایشان بر مفاهیم اخلاقی خاص، بررسی کرده، سپس به نتیجهگیری پرداختهام و شباهتها و تمایزهای این دو نظام فلسفی را بررسی نمودهام. نظام فلسفی فارابی نظامی مبتنی بر حکومت «رئیس اول» است که از لحاظ کمالات عقلانی به عقل فعال متصل شده است و میتواند حقایقی را دریافت کند که سعادت انسان بر آن متوقف است و آنگاه میتواند مردم را به سوی آن هدایت کند. مدینهٔ فاضله تحت رهبری رئیس اول است که نبی یا فیلسوفی که به کمال عقلانی رسیده است فضایل اخلاقی را در جامعه گسترش میدهد، و با همکاری و همیاری افراد آن، به سعادت حقیقی خویش نایل میشود. نظام فلسفی کنفوسیوس، نظامی است تحت رهبری انسان فرزانهای که به کمالات نظری و عملی نایل شده است و میتواند جامعهٔ انسانی را به سعادت برساند. هر دو نظام فلسفی، هدف خود را تربیت انسان و کمال او میدانند، هر دو نگرشی جامعهگرا دارند و اخلاق و سیاست را به هم پیوند میزنند. اما فارابی هدف از تربیت انسان در مدینهٔ فاضله را سعادت اخروی میداند، در حالی که کنفوسیوس به سعادت دنیوی میاندیشد. نظام فلسفی فارابی، اتحاد فلسفه و دین را مطرح میکند؛ در حالی که نظام کنفوسیوسی نظامی عقلانی است. همچنین این دو نظام در نقش حاکم فرزانه در جامعه متفاوت هستند. فارابی مدینهای را که هیچ گونه حاکم فرزانه در آن حاکم نباشد، «مدینهٔ جاهله» میداند که نمیتواند انسان را به کمال برساند؛ اما کنفوسیوس به هر حال برای حاکم فرزانه در جامعه نقش مثبتی قائل است.