بازتعریف مبانی عینی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در هند
نویسندگان
1 دکتری علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/isj.2025.527937.2351چکیده
در جهان پسا جنگ سرد، دیپلماسی فرهنگی به ابزاری کلیدی در دستگاه سیاست خارجی دولت - ملتهای مدرن تبدیل شده است که از طریق فرهنگ، هویت، هنر، ارزشها و هنجارها، به جهت تأثیرگذاری بر ملتها در کنار دولتها قرار میگیرد. ایران و هند، به عنوان دو دولت - ملت مدرن با ریشههای نژادی، فرهنگی و هویتی مشترک، نتوانسته اند یک رابطۀ متوازن برقرار کنند. بر این اساس این پژوهش در پی شناسایی این مهم است که کدام مبانی و مؤلفهها نقش عینی در بازتعریف و ساخت چنین تعامل رابطهای ایفا میکنند. فرضیه تحقیق بر این است که مبانی تاریخی - تمدنی، دینی - اخلاقی و علمی، فرهنگی - هنری میتوانند به طور مؤثر در دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران کاربست پیدا کنند. این مبانی مشتمل بر مؤلفههایی مانند زبان فارسی، چهرههای علمی و ادبی مشترک، معماری، جامعه مسلمانان (به ویژه شیعیان) و پیوندهای گسترده تاریخی - تمدنی است. این مطالعه کاربردی با رویکرد روشهای ترکیبی (کمی - کیفی)، تحقیقات اسنادی و نظریه قدرت نرم به تحلیل موضوع پرداخته است.