اسپانیا و مذاکرات هسته ای ایران: محدودیتها و رویکرد قدرت نرم
نویسندگان
1 استاد روابط بین الملل دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای (گرایش اروپا)، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.
doi
10.22034/isj.2023.386776.1974چکیده
تحریمهای تحمیلی بر ایران برای مهار برنامه هستهای ایران منجر به تهدید امنیت انرژی برای واردکنندگان عمده نفت از ایران ازجمله اسپانیا شد. با آغاز مسئله هستهای ایران، اسپانیا میتوانست در قبال ایران سیاستهای مختلفی ازجمله رهبری، نقش منفعلانه و یا نقش فعال و تسهیلکننده سیاستهای کلان اتحادیه اروپا را پایهریزی کند. سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: اسپانیا چه نقشی را در حصول برجام در چارچوب اتحادیه اروپا ایفاء کرد؟ فرضیه پژوهش بیان میکند که اسپانیا با استفاده از منابع قدرت نرم نقش تسهیلکننده و اعتماد ساز را در گفتگوهای ایران با غرب را تا حصول برجام ایفا نمود. بهمنظور پاسخ به سؤال اصلی پژوهش از چارچوب نظری قدرت نرم جوزف نای استفادهشده است. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر تحلیل گفتمان سهبعدی فرکلو است و اطلاعات مورداستفاده با روش اسنادی (کتابخانهای) گردآوری شدهاند. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهند که اسپانیا با استفاده از مؤلفههای قدرت نرم هم در جهت پیشبرد راهبرد اتحادیه اروپا در قبال ایران و هم در جهت افزایش نفوذ در اتحادیه اروپا عمل نمود. درواقع، اسپانیا در نوع رویکرد خود در قبال ایران، مسئله بهبود وضعیت خود در درون ساختار تصمیمگیری اتحادیه اروپا را در نظر داشت. خلق گفتمانهای گوناگونی همچون گفتگوی ائتلاف تمدنها و نزدیکی و دوستی در دوران ساپاترو،گفتمان اعتماد ساز، نقش منطقهای ایران، دیپلماسی انرژی و گفتمان حقوقی دوران راخوی همگی در جهت خلق و استفاده از قدرت نرم در تغییر رویکرد هم در ایران و هم در اتحادیه اروپا اتخاذ گردیدند.