بررسی ساختار داستان حضرت ابراهیم و لوط‏ در قرآن کریم و عهد عتیق براساس ‏الگوی سیمپسون ‏

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، گروه علوم قرآن و حدیث، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

3 دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

4 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

doi
10.30465/srs.2020.5684
چکیده

بررسی داستان حضرت ابراهیم7 به علت درون‏مایه‏های مشترک در ادیان توحیدی و نیز داستان حضرت لوط7 به دلیل قرابت ‏با ایشان که پیوستگی خاص در نوع چینش محتوا دیده می‎شود، بسیار مورد توجه‏ می‏باشد، الگوی سیمپسون به علت جامعیت و ‏مرزبندی مناسب دارای جامعیت می‏باشد، وی در ارائه الگوی شش‏گانه خویش برای بررسی روایت در بحث از شخصیت‏پردازی به ‏اعمال و وقایع در روایت اشاره می‏کند، وی در این موضوع از ساختار گذرایی هالیدی استفاده و برای بسامدهای وقوع شده در داستان ‏شش فرایند مادی، رفتاری، کلامی، ذهنی، رابطه‏ای و وجودی را نام می‏برد؛ مقاله حاضر به بررسی این موضوع با شیوه توصیفی - ‏تحلیلی پرداخته است، براساس نتایج حاصل شده فرایند مادی به دلیل بیان ذکر سرگذشت انبیاء در هردو کتاب دارای فراوانی بیشتر ‏می‏باشد، فرایند کلامی در قرآن درصد بیشتری را نسان می‏دهد که دلیل بر گفتگویی و نقل قول مستقیم در قرآن می‏باشد، درصد ‏فرایندهای دیگر نیز نشان‏دهنده تفاوت در سبک خاص قرآن و سبک تاریخ‏گونه تورات دارد، در مجموع فرآیندها داستان تورات ‏مفصل‏تر و یکجا می‏باشد به همین دلیل تعداد بیشتری را شامل شده است، ولی ‏این موضوع در قرآن به دلیل پراکندگی داستان در بین ‏سوره‏های مختلف بسیار کمتر است، به نحوی که می‏توان ‏گفت هدف تورات داستان‏گویی ولی هدف قرآن از آوردن آن در پس پرده ‏اهداف دیگر نهفته است.‏

کلیدواژه‌ها