مطالعۀ کیفی پیشبایستهای اجرای رویکرد ترسیم برنامۀ درسی در رشتههای مهندسی (مورد مطالعه: گروههای مهندسی دانشگاه کاشان)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه کاشان
2 دانشگاه کاشان
3 دانشگاه کاشان
doi
10.22047/ijee.2023.368204.1947چکیده
یکی از رویکردهای رایج بازنگری برنامههای درسی، ترسیم یا نقشهکشی برنامۀ درسی است. در این رویکرد استادان به صورت مشارکتی، نقشۀ برنامۀ درسی اجراشده را ترسیم کرده و در مرحلۀ بعد، کل برنامۀ درسی یا بخشهایی از آن را بازنگری میکنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان گرایش گروههای مهندسی به اجرای رویکرد ترسیم برنامۀ درسی و نیز بررسی پیشبایستهای اجرای آن بود. در این راستا 14 نفر از مدیران گروههای مهندسی دانشگاه کاشان، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و برای گردآوری اطلاعات با آنان مصاحبۀ نیمهساختاریافته انجام شد. دادههای حاصل از مصاحبهها در محیط نرمافزار اتلستی به روش کلگرایانه کدگذاری و مقولهبندی شد. پایایی در کدگذاری به روش توافق میان کدگذار محاسبه شد که برای کدهای منتخب از 56/0 تا 67/0 به دست آمد. یافتهها نشان داد که علیرغم تفویض اختیارات لازم، بازنگری برنامههای درسی مهندسی به شکل نظاممند انجام نشده است. ذهنیت استادان مهندسی بیشتر متناسب با رویکرد متمرکز و منتظر ابلاغ برنامههای درسی از سطح بالا است. از تحلیل نظرات مصاحبهشوندگان میتوان گفت که اگر چه ضرورت اجرای رویکردهای غیرمتمرکز نظیر ترسیم برنامۀ درسی به طور کامل توسط استادان رشتههای مهندسی درک میشود اما عواملی نظیر عدم آگاهی از اختیارات دانشگاهی برای برنامهریزی درسی، فقدان مقررات آموزشی و اداری شفاف و فقدان پشتیبانیهای لازم، باعث گردیده که از رویکردهای غیرمتمرکز به طور نظاممند بهرهبرداری نشود.