یادداشت سردبیر: راهبرد‌های پرورش توانایی نوآوری

نویسندگان

1 استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

در شماره‌های پیشین درباره تعریف نوآوری و ویژگی‌های افراد نوآور بحث کردیم. در این شماره به دو مورد از راهبرد‌هایی اشاره میکنیم که توانایی نوآوری را افزایش می دهند اولین راهبرد مورد نظر، بدترین حالت ممکن است که میتوان آن را چنین خلاصه کرد: وقتی شخص در مقابل مسئله ای قرار میگیرد از خود میپرسد که اگر چنین کاری را انجام با چنین نظری را ارئه دهم بدترین حالتی که که ممکن است اتفاق بیفتد کدام است؟ این جاست که شخص باید اراده به خرج بدهد، نظر خود را اعلام کند یا راه حلی را که به ذهنش رسیده است ادامه دهد برای مثال، کپرنیک از خود پرسیده بود اگر زمین به دور خود بچرخد و در همان زمان به دور خورشید نیز بچرخد ممکن است چه اتفاقی بیفتد؟ یا اینشتین از خود پرسیده بود: اگر بگویم جهان به شکل بیضی است ممکن است چه اتفاقی بیفتد؟ یا اگر شخصی بگوید که تفکر انسان مجموع فرآیند‌های زیستی مغز به علاوه روابط اجتماعی او با محیط است امکان دارد چه مسئله ای پیش بیاید؟ وقتی انسان کار خود را از دست میدهد بدترین حالتی که ممکن است اتفاق بیفتد کدام است؟ البته گام برداشتن برخلاف افکار و رفتار‌های سنتی و کلیشه ای کار آسانی نیست. معمولاً نوع تعلیم و تربیت چه در خانواده و چه در مدرسه به گونه ای است که کودکان راه‌های از پیش تعیین شده ای را ادامه میدهند و در مورد آن‌‌ها چون و چرا نمیکنند. پیروی از سنت ‌‌ها و انعطاف پذیری، گاهی آن قدر شدید است که در مورد مفید بودن راهبرد‌‌ها چنین تردیدی به خود راه نمی دهیم با این همه میتوان چارچوب‌‌ها را گسترده تر و دور و بر را دقیق تر دید. برای این کار بهتر آن است همیشه دو مورد زیر را مدنظر داشته باشیم. اگر کاری در گذشته هرگز انجام نشده است به این معنی نیست که حالا نیز نمی توان آن را انجام داد. اگر کسی به ما بگوید که نباید فلان کار را انجام دهید به مفهوم آن نیست که نمی توانیم آن کار را انجام دهیم و اگر انجام دهیم آسمان به زمین نمی آید و فاجعه ای برپا نخواهد شد. وقتی بدترین حالت را برای خود مجسم کردیم باید خود و کلیه عناصر مربوط به آن را تحلیل کنیم و باجرئت دست به کار شویم. راهبرد دوم شبیه سازی است. بدین سبب گاهی لازم میشود انسان برای نوآوری دست به شبیه سازی بزند درست مثل کاری که کودکان که در بازی‌های روزانه انجام میدهند سودمندی راهبرد شبیه سازی آن است که از تثبیت و انجماد ذهنی جلوگیری میکند. واقعیت این است که در برخی موارد، دشوارترین کار در مقابل یک مسئله الزاماً نوآوری یا کشف راه‌های تازه نیست؛ بلکه خارج شدن از قالب‌های ذهنی قدیمی است. در چنین شرایطی باید به این فکر افتاد که تن‌‌ها یک راه حل وجود ندارد و حتماً کشف راه حل‌های دیگری نیز امکان پذیر است. این جاست که حل مسئله تازه تا اندازه ای به بازی شبیه سازی تبدیل می شود. از این راهبرد برای ساختن الگو‌هایی که با الگو‌های قبلی تفاوت دارد، استفاده می شود. همه مسائل و همه تمرین‌هایی که معلمان به دانش آموزان میدهند، بر اساس شبیه سازی با واقعیت است. گاهی شبیه سازی عالی ترین روش آماده شدن برای امتحان است. به این صورت که شاگرد خود را به جای معلم میگذارد و به این فکر می افتد که در امتحان چه سؤالاتی بدهد.

کلیدواژه‌ها