نگرش اقتصادی، اجتماعی حقوق بشر به مثابه اقتصاد استوار

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای حقوق بین الملل دانشگاه نانتر فرانسه.

doi
10.22034/isj.0621.89783
چکیده

تمام تلاش‌های بین‌المللی در حوزه‌های اقتصادی در پی ارتقای سطوح گوناگون رفاه عمومی در شکل جهانی هستند. امروزه، مجامع رسمی و غیررسمی سازمان‌های ملی و بین‌المللی مساله توسعه را، به ویژه در بخش اقتصادی، به مثابه مساله اصلی دنیای کنونی معرفی می‌کنند. از همین سو، آنها در پی ریشه کن کردن فقر و مبارزه با نابرابری‌ها می‌باشند. با یک چنین چشم اندازی، نخست ما تفاسیر مختلف از تعاملات میان اقتصاد و حقوق بنیادین را معرفی خواهیم کرد. ما به بررسی آرای گابریل تارد و فردریک لبارن می‌پردازیم. تارد روابط اجتماعی- اقتصادی را با رابطه مادر و فرزند قیاس می‌کند: وی آن را‌ هارمونی اجتماعی می‌نامد. لبارن می‌افزاید که این رابطه طی قرن نوزدهم در چهارچوب‌های نمادین تجاری تقویت می‌شود. سرانجام، با تعریف شاخص‌های سه نسل حقوق بشری، ما شاخصه‌های اقتصادی در سه کشور مورد مطالعه را با هدف دستیابی به یک مدل تطبیقی اقتصادی مقایسه خواهیم نمود. از این حیث، ما آنها را بر اساس گزارش‌های بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی تعریف کردیم. داده‌های آماری با برنامه تحلیل اس پی اس اس تحلیل شده‌اند. نتایج، سطح رابطه موجود میان اقتصاد اجتماعی و صورت‌های گوناگون حقوق بشر را در چهارچوب سه نسل حقوق بشر به ما نشان می‌دهد.