تأثیر اندازه روشنه بر تنوع گونه‌های علفی و ویژگی‌های خاک در جنگل راش با سابقه مدیریتی متفاوت در استان مازندران و گیلان

نویسندگان

1 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 استادیار پژوهش، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

doi
10.30466/jfrd.2023.54856.1688
چکیده

مقدمه و هدف: جنگل‌ها به‌عنوان بوم‌سازگان پیچیده و پویا، تحت تأثیر تغییرات طبیعی و انسانی قرار دارند. این تغییرات می‌توانند به‌طور مستقیم بر ساختار جوامع گیاهی و تنوع زیستی تأثیر بگذارند. روشنه‌ها یکی از عوامل کلیدی در این زمینه هستند که به‌دلیل خشک‌شدن درختان، افتادن طبیعی آنها یا برداشت درختان به‌وجود می‌آیند. روشنه‌ها به‌عنوان فضایی برای ورود نور و بارش به سطح زیرآشکوب، نقش بسزایی در زادآوری درختان و تغییرات در تنوع گونه‌های زیرآشکوب ایفا می‌کنند. این پژوهش به سوالات زیر پاسخ خواهد داد:1-آیا عامل مدیریت بر ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک و شاخص‌های تنوع گونه­ای گیاهان علفی در روشنه­ها با سطوح مختلف موثر است؟2- آیا روند تغییرات تنوع گونه­ای گیاهان علفی و ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی خاک در داخل روشنه­ها با اندازه­های مختلف در توده مدیریت­شده با شیوه تک­گزینی و توده شاهد در استان­های مازندران و گیلان متفاوت است؟مواد و روش‌ها: این پژوهش در جنگل‌های راش استان‌های مازندران (منطقه کلاردشت) و گیلان (منطقه شفارود) انجام شد. دو قطعه شاهد و دو قطعه مدیریت‌شده با شیوه جنگل‌شناسی تک‌گزینی در هر منطقه انتخاب شدند. در توده مدیریت­شده و شاهد در هر منطقه، سه روشنه در چهار طبقه اندازه­ای، کوچک (کمتر از 200 مترمربع)، متوسط (200 تا 500 مترمربع) و بزرگ (500 تا 1000 مترمربع) و خیلی بزرگ (بیشتر از 1000 مترمربع) به­طور تصادفی مشخص شدند. نوع گونه و درصد پوشش گونه­های علفی در پنج ریزقطعه­نمونه چهار مترمربعی در حاشیه­ها و مرکز هر روشنه تعیین شد. سپس یک نمونه خاک از عمق صفر تا 25 سانتی‌متری پنج ریزقطعه­نمونه در هر روشنه برداشت شده و یک نمونه تلفیقی برای اندازه­گیری ویژگی­های آنها شامل بافت خاک به روش هیدرومتری بایکاس،pH  با pH متر الکتریکی، ازت کل به روش کجلدال، کربن آلی به روش واکلی-بلک، فسفر قابل جذب با روش اولسون و پتاسیم تبادلی با روش فلیم­فتومتری تعیین شد. شاخص غنای گونه­­ای (تعداد گونه­ها در قطعه ­نمونه)، شاخص تنوع گونه­ای سیمپسون، شاخص تنوع گونه­ای شانون وینر، شاخص یکنواختی شانون وینر هر قطعه­نمونه با استفاده از نرم­افزار PC-ORD نسخه 5 محاسبه شد. میانگین شاخص­های غنا و تنوع گونه­ای و ویژگی­های خاک توده مدیریت­شده و شاهد با آزمون t مستقل مقایسه شدند. همچنین میانگین این متغیرها در روشنه­ها با اندازه­های مختلف با آزمون توکی مورد مقایسه قرار گرفت. تمام آنالیزهای آماری در نرم­افزار SPSS نسخه 18 انجام شد.یافته‌ها: در مجموع 32 گونه علفی در منطقه کلاردشت و 66 گونه در منطقه شفارود شناسایی شد. نتایج نشان داد به‌طورکلی با افزایش سطح روشنه­ها، شاخص‌های تنوع گونه­ای چه در بخش مدیریت­شده و در بخش مدیریت­نشده استان مازندران تغییرات معنی­داری نداشت، ولی در استان گیلان روند متفاوتی از تغییرات این متغیرها با افزایش سطح روشنه­ها مشاهده شد و اندازه روشنه و نوع مدیریت تأثیر قابل­توجهی بر تنوع گونه‌های علفی داشت، به‌طوری‌که در روشنه‌های بزرگ‌تر، تنوع گونه‌ای بیشتر بود. در این پژوهش، ویژگی­های خاک بین روشنه­های زادآوری چه در توده­های مدیریت­شده و چه در توده­های مدیریت­نشده استان گیلان و استان مازندران دارای اختلاف معنی­داری نبود.نتیجه‌گیری کلی: این پژوهش نشان داد که اندازه روشنه و مدیریت جنگل تأثیر معنی‌داری بر ویژگی‌های خاک در مناطق مختلف مورد بررسی ندارد، اما بر شاخص‌های تنوع گونه‌ای گیاهان علفی در منطقه گیلان تأثیرگذار است. بنابراین، شرایط بوم‌شناختی منطقه و نوع مدیریت از عوامل کلیدی در تنوع زیستی روشنه‌ها به شمار می‌روند. نتایج این پژوهش می‌تواند به بهبود مدیریت جنگل‌ها و حفظ تنوع زیستی در مناطق مختلف کمک کند.