سیاست خارجی قطر و استفاده از قدرت ظریف
نویسندگان
1 استاد مطالعات بین المللی دانشگاه جرج تاون ،قطر،دوحه
doi
چکیده
به طور کلی فرض ما بر پایه این تحلیل قرار دارد که کشورهای کوچک به جای منبعی از قدرت، طرف گیرنده قدرت در عرصه بینالمللی میباشند. از اواخر دهه 1990 تا اواسط سال 2013، زمانی که شیخ حمد الثانی حکومت این کشور را به عهده داشت، قطر به قدرت رسید. این قدرت با مفهوم سنتی قدرت "نرم"، "سخت" یا "هوشمندانه" مطابقت نداشت، بلکه ترکیبی از قدرت بود که بهترین توصیف آن را "قدرت ظریف" میدانست. سیاست خارجی قطر در آن زمان شامل چهار جزء اصلی بود که شامل فراگیری،حمایت و امنیت نظامی، دیپلماسی فوق فعال و صاحب نام، و سرمایه گذاریهای بینالمللی است. در مجموع، این چهار بخش سیاست خارجی، قطر را با سطح قدرت و نفوذی که فراتر از وضعیت آن به عنوان یک کشور کوچک و تازه بود، وارد سیاستهای منطقهای و جهانی کرد. این نوع قدرت نه در جذب هنجارها (قدرت نرم) و نه در توانایی نظامی (قدرت سخت) ریشه دارد. به جای این، شامل یک شکل از تنظیمات برنامه اغلب پشت صحنه است که میتواند بهترین توصیف به عنوان قدرت ظریف باشد.