مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی با روش گشتالت و روانشناسی مثبت بر بهزیستی ذهنی زنان مبتلا به سرطان ریه
نویسندگان
1 دکتری مشاوره، دانشیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران
2 دکتری مشاوره، استادیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران
3 دانش آموخته دکتری مشاوره، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، واحد خمین، دانشگاه آزاد اسلامی، خمین، ایران
4 دکتری مشاوره، دانشیار، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی، سازمان سمت، تهران، ایران
doi
10.22038/mjms.2020.15417چکیده
مقدمه: بیماران مبتلا به سرطان علاوه بر مسائل جسمانی، درگیر مسائل روانشناختی نیز میشوند، یکی از آسیبهایی که ممکن است این بیماری در پی داشته باشد، کاهش بهزیستی ذهنی است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین و مقایسه اثربخشی مشاوره گروهی با روش گشتالت و روانشناسی مثبت بر بهزیستی ذهنی زنان مبتلا به سرطان ریه بود.روش کار: روش پژوهش به صورت نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. از جامعه بیماران بخش سرطان بیمارستان ولیعصر (عج) شهرستان قم به صورت دردسترس 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جایگزین شدند. پرسشنامه پژوهش بهزیستی ذهنی کییز و ماگیارمو (2003) بود. نتایج با استفاده از کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شد.نتایج: نتایج نشان داد سطح معنیداری شاخص لاندای ویلکز در سطح 01/0 معنی دار است (264/0Wilks Lambda= ؛ 9/6F= ؛ ۰۰۱/0 P= ؛ 486/0=µ2). این یافته نشان می دهد که با کنترل اثر پیش آزمون، بُردار میانگین گروها در متغیر بهزیستی ذهنی با یکدیگر تفاوت معنیداری دارد. در حقیقت با کنترل اثر پیش آزمون و احتساب آلفای میزان شده بنفرونی (016/0)، تفاوت مشاهده شده تنها در دو مولفه بهزیستی روان شناختی و بهزیستی اجتماعی معنیدار است، و در مولفه بهزیستی هیجانی تفاوت معنی داری بین گروه ها وجود نداشت.نتیجه گیری: هر دو روش گشتالت و روانشناسی مثبت بر بهزیستی ذهنی زنان مبتلا به سرطان موثر است اما تاثیر روانشناسی مثبت بیشتر است.