رابطه میان تروریسم و مخاصمات مسلحانه؛ با نگاهی به وضعیت افغانستان
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه قم، گروه حقوق بین الملل دانشکده حقوق
doi
10.48308/jlr.2022.224025.2008چکیده
جامعه بینالمللی امروزه عموما این واقعیت را پذیرفته است که تروریسم در همه اشکال و نمودهایش، یکی از جدیترین تهدیدها علیه صلح و امنیت بینالمللی است و هرگونه عملیات تروریستی با قطع نظر از نوعِ انگیزه، زمان، مکان و عاملانش، وصف مجرمانه دارد. منطقه غرب آسیا و خاورمیانه، به ویژه افغانستان، طی دهههای اخیر از کانونهای عملیات تروریستی در جهان بوده و در همین زمان، این منطقه مخاصمات مسلحانه بینالمللی و غیربینالمللی متعددی را شاهد بوده و در مواردی این دو پدیده در هم آمیختهاند و سبب طرح این مساله گردیده که چه رابطهای میان عملیات تروریستی و مخاصمات مسلحانه وجود دارد؟ عملیات تروریستی، که بخشی از خشونتهای مرتبط با مخاصمات مسلحانه را تشکیل میدهند، تابع کدام نظام حقوقی است؟ حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بینالملل کیفری بر آن حاکم است یا اعمالی مجرمانه است که هرچند در بستر مخاصمه مسلحانه واقع شده اما، تابع حقوق داخلی کشورهای ذیربط و مشمول تعهدات بینالمللی دولتها در زمینه مبارزه با تروریسم است؟ یا هم زمان مشمول هر دو دسته مقررات حقوقی خواهد بود؟ بررسی این مساله با نگاهی به وضعیت افغانستان وجهه همت این پژوهش است، مقاله حاضر با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای و رویههای بینالمللی و به روش توصیفی- تحلیلی به اثبات این فرضیه کوشیده است که عملیات تروریستی مرتبط با مخاصمات مسلحانه میتواند همزمان مصداق عناوین مجرمانه متعدد بوده و همچنین مشمول حقوق داخلی و حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بینالملل کیفری باشد و موجب مسئولیت بینالمللی دولت یا دولتهای ذیربط و مسئولیت کیفری ا فراد گردد.