نوآوری چیست؟

نویسندگان

1 استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

نو یا تازه عبارت از چیز یا کسی است که با اشیا یا افراد موجود و شناخته شده تفاوت دارد؛ مثلاً شعر نو به شعری گفته می‌شود که با اشعار موجود و اشعاری که مردم به آن‌ها عادت کرده‌اند متفاوت است. بنابراین، نوآوری عبارت از فراهم‌آوردن چیزی است که در مقایسه با ساخت‌های ذهنی حاصل از عادت متفاوت باشد به سخن دیگر، نوآوری یعنی فاصله‌گرفتن از عادت.اما هر نوع فاصله‌گرفتن از عادت و الگوهای ذهنی موجود نمی‌تواند نوآوری واقعی تلقی شود؛ بلکه این فاصله‌گرفتن باید در حدی باشد که به‌شدت جلب‌توجه کند اگر بخواهیم این فاصله یا تفاوت را به زبان علمی بیان کنیم باید بگوییم که نوآوری یعنی انحراف پیداکردن از الگوهای ذهنی موجود.امروزه، مفهوم «نو» در روان‌شناسی شناختی، نقش بسیار مهمی دارد؛ اما خلق آن به دوره قبل از دوره «پردازش اطلاعات» یعنی به دوره شناخت‌گرایی می‌رسد که در کارهای دونالد الدینگ هب، نظریه‌پرداز بنام کانادایی و دیگران دیده می‌شود. در نظریه پردازش اطلاعات، «نو» در معنای «فراهم آوردن انبوهی از اطلاعات به کار میرود. مفهوم نو را میتوان بدون کمک گرفتن از کلمات فنی و اغلب غیر قابل فهم برای مردم عادی به شکلی بسیار ساده بیان کرد محیط زندگی افراد به طور دایم در حال دگرگونی است و خود این دگرگونی نیز درجاتی دارد یکی از نقشهای دستگاه شناختی انسان بخش کورتکس مغز این است که آثار اطلاعات ارائه شده و مفید برای سازگاری با محیط را در حافظه نگهدارد حافظه، علاوه بر نگهداری آثار اطلاعات وارده شناسایی به موقع آن‌ها و در نتیجه فراهم آوردن خاطرات میتواند با یکپارچه کردن اطلاعات موجود ساخت‌های ذهنی تازه ای به وجود آورد اینجاست که از مفاهیم، نمونه های نخستین ، طرح واره ها ادراکها و.... سخن به میان میآید که همه محصول یادگیری اند. بنابراین هر اطلاعی که به دستگاه شناختی وارد شود، بلافاصله از طریق مقایسه با ساخت‌های ذهنی موجود در آن پردازش میگردد؛ یعنی اطلاع وارد شده به کورتکس ،مغز بلافاصله یا خاطرات موجود در آن مقایسه می‌شود و مورد بررسی قرار میگیرد اطلاعی که به این ترتیب وارد ذهن می شود، در نفس خود نو یا تازه است؛ زیرا رویدادی است که قبلاً هیچ اثری از خود برجای نگذاشته بلکه برای اولین بار است که مؤثر واقع می‌شود این اطلاع ا ع ، الزاماً طوری نیست که بتوان گفت: «کاملاً نو» است یا نوآوری به همراه دارد. اگر این اطلاع به ساخت‌های موجود شباهت زیادی داشته باشد به عنوان یک اطلاع نو پردازش نخواهد شد. برعکس اگر با ساخت‌های ذهنی موجود، کم و بیش فاصله داشته باشد و به طور کامل با آن‌ها جفت نشود، در آن صورت ویژگی های زیر را خواهد داشت.۱. آثار معنی دار بر جای خواهد گذاشت و نوآوری به حساب خواهد آمد.۲. توانایی های اختصاصی ذهن را به تحرک وادار خواهد کرد تا پردازش شود و ارگانیسم را در جهت حل مسئله ای که با آن روبه روست، سوق دهد.خود ساخت‌های ذهنی را تغییر خواهد داد و در اثر این تغییر با اطلاعاتی که از همین نوع وارد ذهن میشوند سازگار خواهد شد.مکانیسم های یاد شده، مخصوصاً تغییر و سازگاری عنوان شده در بند ۳ ، با آن چه ژان پیاژه روان شناس شناخت گرای سویسی، آن را جذب و انطباق نامیده است مطابقت می کند. از نظر پیاژه جذب یعنی درون فکنی و انطباق یعنی برون .فکنى. . در جذب ، کودک، تجربههای تازه را درون طرح واره ها و الگوهای موجود جای میدهد؛ ، مثلاً، الگوی چنگ زدن یا مکیدن از ابتدای تولد در کودک وجود دارد. کودک به همه چیز چنگ میزند و همه چیز را می مکد تا بالاخره یاد میگیرد که به اشیای مفید چنگ بزند و سینه مادر یا شیشه ی شیر را بمکد. در انطباق کودک خودش را با دنیای بیرون مطابقت می دهد؛ مثلاً، دستش را از لای نردههای تختخواب بیرون میبرد و اسباب بازی خارج از دسترس را چنگ میزند و می خواهد که آن را به درون تختخواب بیاورد کودک در سنین پایین این کار را بسیار ناشیانه انجام می دهد و ممکن است بخواهد اسباب بازی را به زور به درون تختخوابش بیاورد اما به مرور می فهمد که دست خود را چگونه بچرخاند تا اسباب بازی بین نردههای تختخواب گیر نکند.نوآوری را در مبنای خلاقیت نیز میتوان به کار برد؛ زیرا خلاقیت را چنین تعریف کرده اند: «توانایی تولید آثار تازه به کاربردن رفتارهای تازه و پیدا کردن راه حل تازه برای یک مسئله کسانی که میتوانند برای مشکل ترین مسائل ریاضی، فیزیک، شیمی، جبر، هندسه و حتی مسائل زیستی راه حل های موجود و از پیش تعیین شده پیدا کنند خلاق یا نوآور به حساب نمی آیند. خلاق به کسی گفته می‌شود که راه حلهای غیر معمول از پیش تعیین شده و ابتکاری فراهم می آورد. راه حل های عادی داشتن و پیروی دائمی از آن‌ها موجب می‌شود که انسان راه حلهای تازه را نبیند و ابتکار عمل نداشته باشد. البته راه حل عادی ممکن است در زندگی بسیار مؤثر واقع شود؛ زیرا نداشتن شیوه های آماده برای به کارگیری در مسائل رایج میتواند بازده را به حداقل کاهش دهد. مثلاً اگر انسان هر وقت که میخواست صورتش را بشوید می بایست به اصول اولیه برگردد، افکارش را مبنی بر درست یا نادرست بودن این کار بیازماید و دوباره مطمئن شود که استفاده از آب و صابون بهترین راه برای زدودن چرک از صورت است زندگی دشوار میشد؛ بنابراین، در اغلب مسائل زندگی روزمره، راه حل عادی هنوز بهترین بازده را دارد اما همیشه چنین نیست و دشواری کار عبارت است از آگاهی یافتن از راه حل درست به هنگام ایجاد وقفه در حل مسائل و نگاه تازه انداختن به مسئله، یعنی دست کشیدن از راه حل موجود و جست وجوی راه حلی بهتر و در واقع نوآوری.اما دست کشیدن از راه حل موجود یا تغییر دادن آن همواره و حتی زمانی که ضرورت تغییر حاصل می‌شود آسان نیست. مخصوصاً اگر راه حل موجود مدتها به کار رفته باشد، تغییر دادن آن بسیار دشوار خواهد بود. طبق تحقیقات آزمایشگاهی، احتمال کمتری دارد که انسان از راه حلی که بیش تر مورد تأیید قرار گرفته است چشم پوشی کند و به دنبال راه حل تازه برود، حتی اگر احساس کند که از زمان کارآمدی راه حل موجود گذشته است بنابراین رها کردن راه حل های تجربه شده و گشتن به دنبال راه حلهای تازه نوآوری) کار بسیار دشواری است.نکته ی دیگری که از بررسی اسناد علمی معلوم می‌شود این است که اکثر نوآوری های درخشان حاصل اندیشههای هوشمندانه ی بسیار عمیق و دشوار نبوده.اند وقتی کشف یا نوآوری انجام می شود و اندیشه ی تازه در اختیار دیگران قرار میگیرد همهی واقعیتها مسلم به نظر میرسند. هر دانش آموز دبیرستانی میتواند این اندیشه ی تازه را بفهمد و ما تعجب می کنیم که چگونه انسانهای برجسته از درک آن عاجز بوده.اند گاهی گفته می‌شود که خوب بیان کردن یک مسئله نیمی از نوآوری یا حل مسئله است. در این خصوص دشواری کار عبارت از انتخاب اندیشه ها و واقعیت های مربوط به مسئله و بی اعتنایی به سایر اندیشه‌ها و واقعیت هاست.دانشمندان بزرگ ،مخترعان مکتشفان و نوآوران همیشه کسانی نیستند که افکار پیچیده دارند. آن‌ها معمولاً به این علت بزرگ اند که افکارشان از پیچیدگی هایی که دیگران در آن ها در مانده اند طفره می رود. انسانهای نوآور کسانی هستند که نه تنها ذهن مسئله ساز ندارند بلکه مسائل را بسیار راحت و با روشهای بسیار آسان حل می‌کنند.

کلیدواژه‌ها