ژئوپلیتیک فضای حقیقی و فضای واقعی؛ بحثی در ژئوپلیتیک فضای مجازی

نویسندگان

1 استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی

doi
چکیده

اعلام اخیر در زمینه «پایان جغرافیا» و ایده به اصطلاح «سرزمین‌زدایی از فضای سیاسی» که حاصل آمیزه‌ای از انقلاب فناوری اطلاعات و اقتصاد جهانی شده بازار آزاد و نیز حرکت آزادانه سرمایه به ورای مرزهاست، این مسئله را مطرح می‌سازد که آیا هیجان زدگی علمی می‌تواند در پاره‌ای مواقع، عقلانیت علمی را تحت‌الشعاع قرار دهد. در برابر چنین احتمال‌هایی، آزمودن تفاوت‌های موجود در معنای جغرافیایی و کاربرد‌های مکانی واژه‌هایی مانند «سرحد»، «مرز» و «سامان» و نیز تفاوت‌های بنیادین میان آنها از دو منظر معنایی و کاربردی، همراه با مفهوم «موانع» می‌تواند این مسئله را تا حدودی روشن سازد. پیرو مفاهیم «آیکونوگرافی» و «سیرکولاسیون» ژان گاتمن –که در متن مورد بررسی قرار گرفته‌اند – تردید اندکی بر جای می‌ماند که تا آن هنگام که انسان به هویت خویش – که از منظری جغرافیایی تعریف می‌شود – اهمیت دهد و تا هنگامی که ذهن بشر به طور همزمان مشغول مفهوم استقلال در چهارچوب سیاسی سازماندهی شده‌ای باشد، این استقلال را تنها می‌توان در بستر فضای محدود و مشخص سیاسی فهمید. گسترش انقلابی فناوری اطلاعات همراه با جهانی شدن اقتصاد جهان و حرکت آزادانه سرمایه، به تسهیل مشکلات ارتباط در هر دو معنای زمان و فضا کمک کرد. در واقع، این امر تا آنجا پیش رفت که گاه آنچه واقعی است و آنچه مجازی است به جای یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند. با این حال، تردید اندکی در این زمینه وجود دارد که تا هنگامی انسان به حفظ استقلال خویش از دیگران در چهارچوب سهم ویژه‌اش از فضا اهمیت دهد، مرزها سر جای خود خواهند ماند تا گرایش بی‌پایان وی به متفاوت بودن از دیگران و سربلند بودن از مضامین هویتی ویژه‌اش را نمایان سازد.