کاوش برای درک بهتر کودکان و فرهنگها؛ حقوق و آموزش کودکان در قرن بیستویکم از منظر انسان شناختی
نویسندگان
1 دانشیار انسانشناسی اجتماعی در دانشکده آموزش دانشگاه جزایر فارو (اروپای شمالی)
doi
چکیده
نوشتار حاضر بحثهای اصلی در اعتبار و ارزش حقوق فرهنگی کودکان به عنوان بخشی از یک بحث بزرگتر حقوق بشر جهانی را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد. چهارچوبه رهیافتی من در مقاله حاضر پاسخ به این پرسشها است: الف- ما چگونه میتوانیم رابطه پیچیده میان حقوق فرهنگی کودکان و تنوع فرهنگی موجود در جهان امروز را مورد بررسی و تبیین قرار دهیم؟ ب- وضعیت و کارکرد آموزش – اعم از رسمی و غیر رسمی- کودکان برای آگاهی و احترام به فرهنگها و انسانیت در جهان امروز چگونه است؟ پ- چگونه میتوان در سطوح محلی، ملی و بینالملل با گذر از مرزهای نژادی، مذهبی و ملی، درک کلی از حقوق کودک و انسان را توسعه داد؟ نوشتار حاضر از منظر انسان شناختی و با توجه ویژه بر نقطه نظرات کودکان میکوشد تا در هر نوع استدلالی درباره ارزش انسانیت، جایگاه کلیدی کودکان را معین کند. دغدغه نوشتار حاضر خطرات بالقوهای نظیر تجاری سازی فرهنگ، نژادپرستی و قومیتگرایی فرهنگی در عرصه جهانی شدن است که در قالب رقابتهای اقتصادی و سیاسی و همچنین بیگانههراسی مطرح میگردد. نوشتار حاضر با استفاده از دادههای تجربی از بخشهای مختلف در جهان، به مواردی از نقض حقوق بشر- نظیر تحمیل زبان و حقوق خود در یک سرزمین- میپردازد و در این ارتباط بر پیامدهای منفی این امر بر کودکان و نیز کارآیی و برآیند فرهنگیشان توجه دارد. این بحث موجب سیطره حقوق نژادی میشود که مرتبط با مسئله آموزش و تعلیم و تربیت است و اینکه چه نوع آموزش باید به کودکان داد و از چه روشهایی باید استفاده کرد. جمعبندی نوشتار حاضر نشان می دهد که فرهنگ یک سرمایه است که به مردم امکان میدهد از بشریت حمایت کنند.