عوامل و زمینهها در طراحی و اجرای سیاستهای کلی
نویسندگان
1 رئیس کمیسیون مشترک، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام، تهران، ایران
doi
10.30507/jmsp.2026.549126.2845چکیده
نقش بنیادی سیاست در نحوه شکل دادن به محیط یا سازگاری با آن در کانون توجه این مقاله است. ازآنجاکه هم سیاست و هم محیط هریک میتوانند سیستمی پویا باشند و متغیر، برقراری تعادل بین این دو، چالشی مستمر است. دو رویکرد پویایی سازمانی و رهبری سازمان در ایجاد توازن بین این متغیرها، برجستهتر است. در رویکرد رهبری سازمان، سیاستگذار نهتنها باید توانایی تصویر وضعیت آینده را داشته باشد، بلکه باید قادر باشد تا این تصویر را به سلسلهمراتب و کارگزاران منتقل کند و الگوی رفتاری جدید طراحی کند؛ در تغییر بستر مؤثر باشد و تنها زمینه، تعیینکننده سیاست نباشد. در این پژوهش، برای درک و شناسایی دقیق زمینه و عوامل شکلگیری و اجرای سیاست کلی طی سالهای 1403-1368 (سند چشمانداز، 7 بسته سیاستی پنجساله و 37 عنوان سیاست کلی) با روش توصیفی - استنباطی بررسی شد. این نتیجه حاصل گردید که یکپارچگی و انسجام الگوی مفهومی در تبیین بسترها و زمینههای سیاستهای کلی نقش تعیینکننده دارد. حالآنکه سیاستهای کلی تدوینشده، فاقد این ویژگی هستند. بهعبارتدیگر، این سیاستها از الگوی یکپارچه مفهومی تبعیت نمیکنند. افزون بر آن، الگوهای رفتاری دولتهای مختلف در تعیین مسیر سیاستها هم با اهداف سیاستها ناسازگارند و بعضاً تعارض دارند. ناسازگاری و بعضاً تعارض الگوهای رفتاری در دولتها، مسیر تحقق سیاستها و در حقیقت پیشرفت کشور را با الگوی توسعه ناپیوسته افقی - عمودی میسر ساخته است. افزون بر آن، عوامل تعیینکننده در تدوین، اجرا و دستیابی به اهداف سیاستهای کلی نظام از جمله مؤلفههای کلیدی در تحقق یا عدم تحقق سیاستهای کلی است.