الگوی جامع اُلیگارشی درحسابرسی: بررسی ساختار و اصلاح روندها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

2 استادیارگروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

3 استادیار گروه حسابداری، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

doi
10.22034/jmaak.2026.23974
چکیده

الیگارشی در حسابرسی نسبت به اینکه امور حسابرسی در دست یک گروه خاص می باشد، دیدگاهی منتقدانه‌ دارد و بیان می کند که گروه خاصی در حرفه حسابرسی، با حکمرانی سیاسی و به دلیل نزدیک بودن به ارکان دولتی، انحصار حسابرسی صنایع خاص و مادر را در شرکتها بر عهده داشته و ایجاد رقابت به واسطه افزایش کیفیت حسابرسی را در میان موسسات حسابرسی محدود تر نموده است. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید مجرب در حوزه حسابرسی، شرکای مؤسسات حسابرسی و مدیران ارشد سازمان حسابرسی می‌باشد که اجرای آن طی سال های 1400 و 1401 و با استفاده از روش نمونه‌گیری ترکیبی هدفمند، صورت پذیرفته است. همچنین به‌منظور سنجش اعتبار الگوی نهایی از رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری و برای برازش آن از نرم‌افزار PLS استفاده‌شده است. یافته‌ها نشان می دهد، عوامل فرهنگی، محیطی و اجتماعی به میزان(345/0)؛ عوامل ساختاری و فنی(439/0)؛ حکمرانی سیاسی و ضعف مدیریتی(569/0) و عوامل بازدارنده و نظارتی به میزان(549/0) در ایجاد الیگارشی حسابرسی موثر می باشند. همچنین فراهم نمودن بستر فرهنگی و اجتماعی به میزان(328/0)؛ اصلاحات ساختاری و فنی(443/0)؛ اصلاحات سیاسی و مدیریتی(514/0)؛ تقویت دانش و مهارت نیروی انسانی(365/0) و اصلاحات قانونی و نظارتی به میزان (492/0) از راهبردهای محدودسازی الیگارشی درحسابرسی می باشد؛ در نهایت پیامدهای فرهنگی و اجتماعی بر حرفه حسابرسی(441/0) و بسترسازی برای افزایش کیفیت حسابرسی(532/0) از پیامدهای محدودسازی الیگارشی درحرفه حسابرسی تبیین گردید.