دورنمای سیاست خارجی ایران در دهه دوم قرن بیست و یکم

نویسندگان

1 استاد دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

یکی از اهداف اولیه انقلاب اسلامی اصلاح سیاست خارجی کشور بود که بر اساس وابستگی خارج از حد و اندازه‌گیری به ژئوپلیتیک قدرت‌های غربی ارزیابی می‌شد. بروز انقلاب اسلامی همراه بود با شعار (نه غربی نه شرقی) که اشاره‌ای مستقیم به استقلال ایران در سیاست خارجی داشت. متأسفانه افراط‌گرایی‌های ایدئولوژیک برخی از اقطاب اسلامی انقلاب در مواجهه نظام جدید با ژئوپلیتیک تقسیم شده میان شرق و غرب در آن دوران، و انتقام‌جویی‌های قبیله‌ای نسبت به آثار باقی‌مانده سیاست خارجی و دیپلماسی نظام پیشین در دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور از سوی برخی از انقلابیون به اصطلاح ملی‌گرا در ابراز شیفتگی زیاده از حد نسبت به غرب سبب بروز یک دوگانگی توان‌فرسا در سیاست خارجی کشور شد که آثارش هنوز هم آشکار است. تأثیر انتقام‌جویان قبیله‌ای بر سیاست خارجی کشور تا همین اواخر به صورت مشورت دادن‌های غیررسمی ادامه یافت و این مشورت دادن‌های گمراه‌کننده ویران شدن مواضع ژئوپلیتیک بسیار درخشان ایران در منطقه خلیج فارس و سبب به خطا رفتن سیاست‌های جغرافیایی ایران در منطقه خزر شد. در خلیج فارس مواضع درخشانی که از ایجاد موازنه‌های ژئوپلیتیک با عربستان سعودی و در مقابل عراق به وجود آمده بود جای خود را به تأثیرپذیری از سیاست‌های چند پهلو و غیرقابل اعتماد قطر داد که حتی وزنه ژئوپلیتیک واقعی در خلیج فارس شمرده نمی‌شود. در دیگر ابعاد جغرافیایی سیاست خارجی این تضاد و تناقض‌ها جلوی موفقیت سیاست خارجی ایران را گرفت. در حال حاضر این وضعیت نیازمند بازنگری کاملاً دقیقی است.