در شش دهه گذشته بر فرهنگ سیاسی ما چه گذشت؟
نویسندگان
1 استاد دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
انگیزه نگارش این نوشتار طرح این پرسش است که چرا در خلال ۶۰ سال گذشته هرچه رودخانه زمان بیشتر به جلو رفت، جریان فرهنگ سیاسی ما بیشتر به عقب بوده است؟ نگاه سیاسی جامعه ایرانی هر روز بیشتر از گذشته به دو رنگ سیاه و سفید محدودتر شده و انتقامجویی بینش سیاسی ما را تیره و تارتر میکند. نگاهی به روند (ملتسازی) در دوران مدرنیته، به ویژه تحولات پس از انقلاب مشروطیت نشان میدهد که انتقال پادشاهی از قاجار به پهلوی، سبب بروز وضعیت احساسی ویژهای در جامعه سیاسی کشور شد و این آغاز ماجراها بود. با توجه به اینکه آموزش و تحصیل علوم در دوران قاجار محدود به وابستگان دربار قاجاری بود، برای پهلوی در پیگیری امر (کشورسازی) چارهای نمانده بود جز تقاضای یاری از آنان برای اهداف عالیه کشورسازی و ملتسازی. ولی بیشتر شاهزادگان و وابستگان قاجاری (ایراندوستی) را بر احساس انتقامجویی ترجیح نهادند . اگرچه هیچ کس مصدقالسلطنه را متهم به پهلوی ستیزی به دلایل وابستگی قاجاری او نکرده و نمیکند، اما کسی هم نمیتواند منکر نقش نیروی مخرب (انتقامجویی) قبیلهای شود که او و برخی از وابستگان و اطرافیان او بر فضای تفکر سیاسی جامعه ما حاکم کردند که حاصل آن واژگونی یکپارچگی ملی بود. سرانجام اینکه اگر پایانی بر انتقامجوییهای قبیلهای بر اساس شناخت حقایق در راستای بازگشت به حاکمیت مطلق قانون تدبیر نشود، ایران و ایرانی از گرداب این سرگردانی تاریخی رهایی نخواهد یافت.