واژه بست در گویش کُندازینی
نویسندگان
1 بخش تاریخ، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 پژوهشگر آزاد
doi
10.22099/jill.2023.48150.1352چکیده
هدف از نگارش این مقاله بررسی و توصیف واژهبستهای گویش کُندازینی است. کُندازی روستایی است کوهستانی و کهن که در دهستان اَبرَج و در بخش دُرودزَن شهرستان مرودشت قرار دارد. گویش کندازینی یکی از گویشهای بازمانده از زبان فارسی میانه و گویشی از شاخه غربی-جنوبی زبانهای ایرانی نو است که با گویشهای دشتکی، امامزاده اسماعیلی، کوهمَرهای/ کُهمَرهای، اردکانی، خلاءری، قَلاتی، لارستانی، دَوانی و دشتی و پارهای دیگر از گویشهایی شباهت و همانندیهایی دارد که دارای ساخت کنایی هستند. در این پژوهش، نخست هفت آزمون از آزمونهای زوئیکی و پولوم (1983) که شقاقی (1374) برای بررسی و طبقهبندی تکواژهای وابسته در زبان فارسی اقتباس کرده است، در گویش کندازینی به کار گرفته میشوند. سپس انواع واژهبست در گویش کندازینی مشخص و هر واژهبست در چند جمله نمونه، آورده میشود. همچنین، هر جمله، جداگانه آوانگاری و تحلیل و در صورت نیاز، توضیحاتی برای تغییرات و دگرگونی آوایی و دیگر فرایندهای واژ-واجی در سطح واژه و جمله ارائه میشود. شیوة پژوهش در بررسی و مطالعة این گویش، میدانی و کتابخانهای است. بر اساس مطالعة صورتگرفته، واژهبستهای این گویش عبارتند از ضمیرهای پیوستة شخصی، فعلهای پیبستی، نشانة مفعولی صریح، نشانة معرفه، نشانة نکره، نشانة اضافه، نشانة متممساز، نشانة همپایگی، صورت مخفف قید افزایشی هم، نشانة تأکیدی. ضمیرهای پیوسته واژهبستهای فاعلی نقش مطابقه را در جمله ایفا میکنند. دادههای زبانی این گویش میتواند پرتویی بر دانش ایرانشناسی، شناخت و مطالعه زبانهای ایرانی و پژوهشهای ردهشناسی باشد. در این پژوهش، 16 نفر گویشور مرد و 4 گویشور زن در گروههای سنی 30 تا 80 ساله از افراد بیسواد، کمسواد و باسواد در گردآوری پیکرة زبانی همکاری داشتهاند.