تبیین جایگاه معرفتی حقوق بین‌المللی در گستره علوم

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه

doi
چکیده

یکی از چالش‌های معرفت‌شناختی حقوق بین‌الملل، پاسخ به این پرسش کلیدی است که آیا حقوق بین‌الملل واقعاً علم است؟ خلاً معرفتی موجود، نگارنده را بر آن داشت که فارغ از پراگماتیسم حقوقی، ساختارهای نظری و تئوریک حقوق بین‌الملل را در پرتو تحولات فلسفه علم تحلیل نموده و تقریر متوازنی از شئون معرفتی آن به دست دهد. در همین راستا با ترسیم معیارها و ضوابط تحدید حدود علم از حوزه‌های علمی از قبیل ایدئولوژی، مذهب و فلسفه به منطق تبیین‌های علمی علت‌کاو، دلیل‌کاو و معناکاو اشارت رفته است و در این میان نسبت حقوق بین‌الملل با معرفت‌های اختباری (Empirical) به عنوان متغیر مستقل این تحقیق به بوته آزمون گذارده شده است؛ به گونه‌ای که حقوق بین‌الملل تجربه‌گرا از همان نظام تبیین علت‌کاو بهره‌مند است که دانشی همانند فیزیک و روش‌شناسی تحلیلی به همان نسبت قابل استفاده است که حقوق بین‌الملل به تجربه وفادار است. حقوق بین‌الملل علاوه بر منطق تبیین علت‌کاو، به نظام‌های تبیین دلیل‌کاو و معناکاو نیز برای مستدل ساختن و فهم بایسته پدیدارهای حقوقی نیازمند است. ضمن اینکه کثرت‌گرایی روش‌شناختی ضرورتی است که دانش بالنده و در راه تکامل حقوق بین‌الملل به آن سخت نیازمند است.