بازتاب مؤلفه های توسعه حرف های کارگزاران نظام آموزشی در متحدالمآل ها و گزارش های بازرسان مدارس (1304-1350ش)
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ، دانشگاه بیرجند، ایران
2 استادیار گروه تاریخ دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران
doi
10.22034/jiiph.2026.66860.2569چکیده
رویکرد میانرشتهای در پیوند حوزۀ تاریخ آموزشوپرورش با دانش و روشهای علوم مدیریت، افق تازهای برای تحلیل سیاستهای توسعه حرفهای میگشاید. این رویکرد، با بهرهگیری همزمان از تحلیل انتقادی اسناد تاریخی و الگوهای مدیریتی، امکان فهم عمیقتری از بسترهای تصمیمگیری، سازوکارهای اجرایی و پیامدهای سازمانی را فراهم میسازد. ترکیب این دو حوزه، گذشته را به منبعی کارامد برای بازاندیشی و بهبود نظامهای آموزشی بدل کرده و ظرفیت تبیین شکافهای میان نظریه و عمل را افزایش میدهد. چنین نگاهی زمینهساز طراحی سیاستهایی است که علاوه بر پاسخ به نیازهای تاریخی و فرهنگی، به ارتقای کارامدی ساختارهای آموزشی میانجامد. توسعه حرفهای یکی از مفاهیم نو در حوزه مدیریت و سازمان و بهویژه در حوزۀ آموزشوپرورش و سیاستگذاری آموزشی است که هدف آن ارتقای دانش، بینش، منش و مهارتهای کارکنان و مدیران برای توسعه سازمانی است. مقالۀ حاضر میکوشد مقولۀ توسعه حرفهای را براساس ساحتهای پنجگانۀ جسمانی، اعتقادی، اخلاقی، علمی و اجتماعی در اسناد آموزشی سالهای۱۳۰۴ تا ۱۳۵۰ش تحلیل کند. هدف اصلی، ارزیابی بازتاب مؤلفههای توسعه حرفهای در اسناد آموزشی آن دوره، با تکیه بر گزارشهای بازرسان مدارس و متحدالمآلهاست. پژوهش با روش اسنادی و تحلیل محتوای دادههای تاریخی، به بررسی جایگاه مؤلفههای توسعه حرفهای در قوانین آموزشی و راهکارهای آن در دورۀ مذکور پرداختهاست. نتایج نشان میدهد که در این دوره، اقداماتی چون تدوین قوانین، انتشار مجله، تأسیس سازمان تربیتمعلم و تحقیقات تربیتی و گنجاندن مباحث اخلاق و تربیت حرفهای در دروس دارالمعلمات انجام شد. با وجود اهمیت این اقدامات، تمرکز سیاستهای آموزشی در شهرها و عدم انطباق برخی سیاستها با نیازهای روستاییان و عشایر، مانع کارامدی کامل آنها گردید.