تئوری ذینفع و منطق مفاهیم ارزشی: چالشهای حقوق بینالملل معاصر
نویسندگان
1 استاد دانشگاه ایندیانا، دانشگاه ایالتی شمال غربی و جنوب شرقی میسوری
2 .
doi
چکیده
از هنگامی که انتشارات ادوارد فریمن، مدیریت استراتژیک: رویکرد ذینفعان را در سال 1984 مطرح کرد این موضوع به امری معمول در حقوق بینالملل تبدیل شده است. در این مقاله، نویسندگان به بررسی کفایت به کارگیری نظریه ذینفع حقوقی به منظور پدید آوردن فرصتی برای حقوق بینالملل معاصر مینگرند. دستیابی به این هدف از طریق فراهم آوردن یک سری مفاهیم پیچیده و گوناگون امکانپذیر است. یکی از چالشها به کارگیری رویه قضایی در موضوع ذینفع است. یکی دیگر از نگرانیها چالش این واقعیت است که در حالی که تنها نسخه آرمانگرا از نظریه ذینفعان سازگار با این هنجارها بر اساس حقوق بینالملل معاصر است، ولی چارچوبی برای حقوق مربوطه و وظایف مربوطه ارائه نشده است. این نیز صادق است که ارزشهای مشترک بنیانگذاران حقوق، یعنی آنچه که نیاز دارد به عنوان انسانیت از آن یاد شود و میخواهد به عنوان مشتق شده از استقلال باشد. این کمبودها، تقابل با پارادایمهای تنگاتنگی است که در نهایت از طریق مفهوم اخلاق منحصر به فرد به دست میآید. این امر، به عنوان یک حداقل، عدالت توزیعی و حقوق بشر محسوب میشود. توجه به این امر که فریمن لیست گروههای تروریستی را در کنار و همتراز با تمام ذینفعان حوزه های دیگر به کار میبرد بنابراین به نوعی در تلاش برای مشروعیت حقوقی و سیاسی است.