اخلاق گرایی انتقادی در ملاحظات استراتژیک

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه تهران

doi
چکیده

اخلاق در حوزه‌های استراتژیک از دورانی آغاز شد که رویکردهای سنتی در اندیشه‌‌های سون تزو ارائه شد. در این دوران «سون تزو» بر مؤلفه‌هایی همانند «اخلاق و هنر» استراتژیک تأکید داشت و بر این اعتقاد بود که ضرورت‌های اخلاقی و عقلانی در رفتار استراتژیک ایجاب می‌کند که دشمن مقهور شود، زیرا پیروزی بدون جنگ، اوج مهارت است. این امر از طریق اخلاق، پایداری، عقلانیت، متانت و آینده‌نگری حاصل خواهد شد. اندیشه‌های اخلاق‌گرای «سون تزو» در حوزه رفتار استراتژیک از زمان ارائه رهیافت‌های کلاوزویتس و ژومینی، کارکرد خود را از دست داد. در عصر جدید می‌توان اخلاق استراتژیک را در اندیشه‌های مکتب انتقادی، ملاحظه کرد. این نظریه‌پردازان کاربرد قدرت در رفتار امنیتی و استراتژیک را تنها در شرایطی مطلوب و کارآمد می‌دانند که با مؤلفه‌هایی همانند کنترل، تهدید، محاسبه‌گرایی و همکاری پیوند یابد. در این شرایط، رفتار استراتژیک به مفهوم کاربرد ابزارهای قدرت سخت افزاری محسوب نمی‌شود، بلکه باید اخلاق استراتژیک را در کسب قابلیتی دانست که منجر به نفوذ بر محیط و سایر بازیگران شود. در این مقاله، نشانه‌های اخلاق در رفتار استراتژیک از دوران اندیشه‌های سنتی تا عصری که عناصر مکتب انتقادی به حوزه استراتژیک منتقل شده مورد بررسی قرار می‌گیرد. سؤال اصلی این مقاله بر رابطه اخلاق و کاربرد قدرت در رفتار استراتژیک تأکید دارد. فرضیه مقاله را می‌توان بر میزان کارآمدی رهیافت‌های ابزاری در روند کنش استراتژیک در دوران جنگ سرد و بعد از آن مورد توجه قرار داد. هدف ابزارگرایی در رفتار استراتژیک به مفهوم غلبه از طریق انهدام است درحالی که «اخلاق گرایی انتقادی» نه تنها رفتار استراتژیک را نفی نمی‌کند، بلکه آن را به مفهوم پیروزی از طریق فرایندی می‌داند که مبتنی بر «نفوذ، تعامل و کنترل محیط استراتژیک» است.