اخلاق، سیاست خارجی و روابط بینالملل: چند پرسش تأمل برانگیز
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه صنعتی شریف
doi
چکیده
زمانی که یک تصمیمگیر در سیاست خارجی در حال تصمیمگیری و یا داوری است، دغدغههای اخلاقی تا چه اندازه در ذهن او فعال و در تصمیم او مؤثر است؟ به نظر میرسد که سه بخش در این موضوع قابل تفکیک است: اخلاق به مثابه ارزشهای فردی، اخلاق به مثابه یک موضوع اجتماعی، و اخلاق به مثابه نُرمهای بینالمللی. از زاویه دیگری به جهان مینگریم؛ اخلاق میتواند یک موضوع کاملا سیاسی باشد. زمانی که این پرسش را به میان میآوریم که چگونه جهان را میتوان ساخت که مردمان کمتر در رنج و زحمت باشند؟ چگونه میتوان بهتر زندگی کرد؟ اخلاق با تعهد نیز قرین است؛ ما به چه سویی در حرکت هستیم؟ آیا قرار است که جهان آینده یک جهان با هدف باشد و یا همچون گذشته بدون هدف در یک محیط بیقاعده در تاریکی به جلو برانیم؟ آیا این سمتی که در حال پارو زدن هستیم، اصلا به جلوست؟ بنابراین، موضوع تعهد در آینده روابط بینالملل با اخلاق وارد میشود. پرسش کلیدی مقاله آن است که آیا منافع ملی یک کشور با نظرداشت مسائل اخلاقی تعریف شده است؟ آیا میتوان گفت که همه کشورها سیاست خارجی مبتنی بر اخلاق دارند؟ مورگنتا عقیده داشت منافع ملی درست تعریف شده یک کشور فی نفسه دارای ابعاد اخلاقی است و نظام جهانی را به سمت اعتدال پیش خواهد برد. نکته اساسی آن است که در محیط بینالمللی بازیگران چگونه تحت قیود اخلاقی قرار میگیرند؟ منظور از بازیگران در اینجا کشورها، سازمانهای بینالمللی و یا منطقهای، بازیگران فراملی مانند شرکتهای بینالمللی و یا افرادی است که تأثیری فراتر از کشور خود دارند مانند نلسون ماندلا و بیل گیتس.