تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان اکوسیستم هوشمصنوعی در صنعت خودروسازی ایران
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی (مدیریت راهبردی)، دانشکده اقتصاد و مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 استاد، گروه علوم تصمیم و سیستمهای پیچیده، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران.
doi
چکیده
صنعت خودروسازی، بهعنوان خط مقدم انقلاب فناورانه، با ادغام فناوری هوش مصنوعی (AI) در حال تحول عمیقی است. هوش مصنوعی و کاربست آن در این صنعت تبدیل به یک اکوسیستم فناوری پیچیدهای شده است که ذینفعان زیادی را در برمیگیرد. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل جایگاه و نقش ذینفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی در ایران است. بدین منظور، فهرستی از ذینفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در گام اول تهیه شد. در گام بعدی، جایگاه و نقش ذینفعان تحلیل گردید. برای جمعآوری دادهها درمورد جایگاه ذینفعان از ماتریس علاقه - قدرت استفاده شد که در طی آن پرسشنامهای با 48 گویه طراحی و توسط ۳۶ متخصص و کارشناس تکمیل گردید. بر اساس یافتهها، ذینفعان این اکوسیستم در دو سطح کلان و خرد دستهبندی و با استفاده از ماتریس علاقه - قدرت در چهار گروه طبقهبندی شدهاند: ذینفعان کلیدی (باعلاقه و قدرت بالا)، ذینفعان زمینهساز (باقدرت بالا و علاقه کم)، ذینفعان تابع ( با قدرت کم و علاقه بالا) و ذینفعان عوام ( باقدرت و علاقه پایین). نتایج نشان میدهد که نهادهای دولتی، مراکز تحقیقاتی، و خودروسازان در زمره ذینفعان کلیدی قرار دارند، درحالیکه نهادهای مالی و برخی تأمینکنندگان در گروه زمینهسازها جای میگیرند. کاربران نهایی، از جمله مصرفکنندگان و رانندگان، بهعنوان ذینفعان تابع محسوب میشوند، درحالیکه رسانهها و برخی سازمانهای نظارتی در دسته عوام قرار دارند. این طبقهبندی میتواند به سیاستگذاران و صنعتگران در بهینهسازی تعاملات و توسعه پایدار اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی کمک کند.