انرژی و سیاست خارجی درد دولت تحصیل دار (سه حوزه همسایگی)
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار روابط بینالملل دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
پدیده نفت و گاز (انرژی) در ایران معاصر تبدیل به یک پدیدار شگفتانگیز با دو ویژگی همزاد و همزمان نوستالژیک / دراماتیک شده که حیات و ممات و تلاش و معاش را به خود گره زده است. فروش نفت و درآمدهای ناشی از آن به طرزی عقلانی میتوانست گرهگشای توسعهنیافتگی ایران باشد، ولی اکنون چنین تصور میشود که انگار با تکیه بر نفت، گره بر باد زدهایم. بررسی تاریخ روابط خارجی ایران نشان میدهد که انرژی به مثابه عاملی سبب توجه دیگران به کشور ما میشده و ایران را به یک کشور بینالمللی تبدیل مینموده است. از یک سو میبایست میان دو مقوله سیاست خارجی و روابط خارجی قائل به تفکیک شد. سیاست خارجی عبارت از داشتن یک استراتژی از پیش برنامهریزی شده است که به طرزی کنش نفوذگرا توسط کارگزاران سیاسی طراحی میگردد و مقصود از آن، دستیابی به اهدافی معین در چارچوب منافع ملی و در محیط بینالمللی است. ولی روابط خارجی به طرزی عمده نشانگر نفوذ/ رخنهپذیری است از دیگر سو، وجه اجرایی روابط خارجی در محیط خارج از نظام داخلی واقع شده است و ابتدا میبایست میزان تأثیرپذیری/گذاری از/ بر محیط نظام بینالمللی را به درستی برآورد نمود. رانت به عنوان یک دانشواژه اقتصادی/سیاسی به درآمدهایی گفته میشود که بدون زحمت و تلاش کارورزانه و اندیشهگرانه به دست میآید و منبع عظیم ثروت کشورها و دولتهای صاحب "اجاره" به شمار میرود. ایران، اکنون در سه حوزه مهم انرژی، با همسایگان خود در کشاکش است: دریای مازندران، پارس جنوبی / قطر، و خط لوله صلح (ایران/هند/پاکستان). نگارنده در جستوجوی پاسخ به یک پرسش بنیادین است آیا دولت رانتیر میتواند بر سر حوزههای اختلافانگیز انرژی از عامل رانت یا اجاره نفت و گاز در تعیین قواعد رفتار خارجی خود با همسایگان بهرهگیری نماید؟ به نظر میرسد نفت و گاز یک عامل شتابنده، در تبدیل رفتار خارجی یک دولت رانتیر از سیاست خارجی به روابط خارجی است.