چالش‌های سیاست خارجی آمریکا در جنوب آسیا: با تمرکز بر افغانستان و پاکستان

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل

2 دستیار ارشد فصلنامه مطالعات بین‌المللی و مدیر اجرایی انجمن ایرانی روابط بین‌الملل

doi
چکیده

در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و پس از حوادث ۱۱ سپتامبر بوش رئیس جمهور آمریکا اعلام آغاز شده و تا مدتی نیز به طول خواهد انجامید. مبارزه با تروریسم، محدود کردن کشورهای حامی تروریسم و گسترش دمکراسی مبتنی بر ارزش‌های غربی از اهداف ایالات متحده و حامیان این کشور در این جنگ می‌باشد اما از گذشت ۸ سال از این جنگ نه تنها گروه‌های تروریستی محدود نشده‌اند بلکه پس نگاهی به تحولات این چند سال نشان می‌دهد که این گروه‌ها گسترش یافته و حوزه فعالیت‌های این گروه‌ها دامنه وسیع‌تری یافته و دامنه آن به کشورهای همسایه افغانستان، یعنی پاکستان و هند نیز کشیده شده است. این حوادث از دو بعد ایالات متحده را با تهدید و خطر مواجه می‌کند و در صورت طولانی‌تر شدن جنگ فوق نتایج آن بر امنیت ملی آمریکا بسیار قابل توجه خواهد بود. ١. ائتلاف این گروه‌ها با هم و تشکیل جبهه‌ای مشترک علیه ایالات متحده و به خطر انداختن منافع این کشور در نقاط مختلف جهان؛ ٢. تسری درگیری به کشورهای همسایه افغانستان و احتمال به وجود آمدن درگیری منطقه‌ای بین کشورهایی نظیر هند و پاکستان. در صورتی که هر کدام از این حالات رخ دهد منطق رئالیستی حضور ایالات متحده در منطقه مورد پرسش جدی قرار خواهد گرفت و باعث ایجاد بن‌بست در مسیر علیه تروریسم خواهد شد و خسارات غیر قابل جبرانی بر ایالات متحده وارد می‌آورد. راهکار پیشنهادی پژوهش فوق گسترش قدرت هوشمند در این منطقه است به نحوی که قدرت نرم و سخت به موازات هم حرکت کنند نه اینکه گاهی بر قدرت سخت و گاهی نیز بر قدرت نرم تأکید شود.