صلح و حقوق بشر: فرصتها و چالشهای فراسو
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سایسی دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار دانشگاه گیلان
doi
چکیده
حقوق بشر و صلح دو مؤلفه انفکاکناپذیر محسوب میشوند که هر کدام دارای تأثیرگزاریهای متقابل در تعامل با یکدیگرند. اگر چه یکسان نیستند ولی دارای تشابهات زیادی میباشند و نمیتوان هیچکدام از آنها را زیر مجموعه آن دیگری قرار داد. ایده مقاله حاضر این است که در دنیای ملت-کشورها، احترام به حقوق بشر لزوماً به صلح منتهی نمیشود. صلح و حقوق بشر میتوانند به عنوان نظامهای ارزشی مستقل و جداگانهای در نظر گرفته شوند و هر کدام به نوعی بر دیگری متقدم باشد. به عنوان نمونه در صورت نقض فاحش حقوق بشر، خطر گسترش تنازعات بینالمللی نیز افزایش مییابد و این در حالی است که فقدان صلح به نوبه خود میتواند در سطوح مختلف ملی و بینالمللی بهرهمندی از حقوق بشر را به طور کلی یا جزیی به مخاطره بیاندازد. وانگهی، صلح و حقوق بشر از ارزشهای مورد قبول و مطلوب هستند و نمیتوان گفت که یکی از آنها در رده بالاتری قرار میگیرد. بحث مقاله حاضر درباره چگونگی روابط متقابل این دو بر روی یکدیگر است؛ مانند اینکه حقوق بشر میتواند به عنوان پیششرطی برای تحقق صلح تلقی گردد. به عبارت دیگر رعایت حقوق بشر به صلح منتج میشود و یا هیچ صلحی بدون حقوق بشر حاصل نخواهد شد. پس میتوان پرسید که آیا صلح منجر به احترامگذاری و بهرهمندی از حقوق بشر میشود و یا آیا میشود از حقوق بشر بدون صلح بهرهمند شد؟ در شرایط جریانات عمومی سیاسی و عقیدتی، این ارتباط از لحاظ تاریخی بعد از این فرضیه که حقوق بشر منجر به صلح میشود پیشنهاد شده است. این در حالی است که در مهمترین اسناد بینالمللی حقوق بشر، احترامگذاری به حقوق بشر مرتبط به شرایط صلح نمیشود.