بازتاب آیه الست در کتاب فیهمافیه با نگاهی به مثنوی معنوی و دیوان شمس
نویسندگان
1 استادیار بازنشستة دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
3 دانشیار دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22126/ltip.2023.9402.1173چکیده
در تاریخ تصوف و عرفان یکی از مهمترین مسائل نظری که تأثیری پایدار و عمیق بر همۀ جریانهای فکری عرفانی و در پیِ آن، ادبی داشته، مسألة میثاق یا عهد الست (سورة اعراف /172) است. این مفهوم در صدر اسلام عمدتاً با واژگان مندرج در آیه و ارائۀ معنای ظاهری آن انعکاس مییافت؛ اما با ورود آن به آثار اندیشمندان، سیر معنایی و تطور واژگانی آن نیز تغییر یافت و اغلب با عشق ازلی درآمیخت که در اوج خود در آثار مولوی متجلی شد. مولانا در اشعارش، چه در مثنوی و چه دیوان کبیر با ترکیبات اضافی و وصفی به عهد ازلی با تمام مظاهر و مفاهیم متنوّع آن اشاره میکند و در خوشهای معنایی با کلمات جانشین با واژة الست به تفسیر و تأویل آنها میپردازد. مولانا در آثار منثور خویش از جمله کتاب فیهمافیه نیز بهگونهای خاص به مفهوم الست پرداخته است. برای دریافت این مفهوم باید از طریق قرینهسازی این اصطلاحات با موارد مشترک در مثنوی و دیوان کبیر به تفسیر آنها راه یافت بهگونهای که این سه کتاب را باید شرح و بسط و تأویل و تفسیر یکدیگر دانست. این مقاله با روش تحلیلیـتوصیفی ضمن ارائۀ بازتاب آیۀ الست در کتاب فیهمافیه از طریق نشاندادن برخی از موضوعات کلیدی همنشین با این موضوع در کتاب یادشده، تفاوت شیوة این اثر با مثنوی معنوی و دیوان شمس را نیز بیان میکند.