شگردهای سبکی علامی در مکاتبات
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22126/ltip.2023.9526.1179چکیده
در قرن دهم تا میانۀ قرن دوازدهم، نثر فارسی بهسرعت بهسمت انحطاط و پستی حرکت میکند. در این زمان ابوالفضل علامی (958-1011ق)، بهعنوان قدیمترین کسی که به فساد نثر فارسی پی برده است، اصلاح و تغییر سبک نثر را آغاز میکند. او با احاطه به زبان فارسی و آثار پیشینیان به سبکی نزدیک به سبک عراقی بازمیگردد و از نثر عهد صفوی دور میشود و سبکی را بهوجود میآورد که میتوان به آن سبک ابوالفضل گفت. در این مقاله، به شیوۀ سبکشناسی لایهای در پنج سطح آوایی، لغوی، نحوی، بلاغی و فکری به بررسی سبک خاص نثر ابوالفضل علامی و شاخصههای ممتاز و پرتکرار آن در مکاتبات علامی پرداختهایم. ازآنجاکه درآمیختگی مختصات کهن و جدید از مهمترین ویژگیهای سبک عراقی است، سبک ابوالفضل ممزوجی از نثر فنی مسجع و سادۀ مرسل، با غلبۀ نثر ساده است. اجتناب او از تکلفات و تصنعات منشیانه در سطوح آوایی و بلاغی سبب سادگی و روانی نثر او شده و میتوان گفت، تنها ضعف انشای او غلبۀ برخی عیوب دستوری خاص این دوره در برخی مواضع نثر است. از لحاظ فکری ایدئولوژی صلح کل، بهعنوان پیرنگ فکری مکاتبات، وجهی حکمی به نثر او بخشیده است. این شاخصۀ فکری در کنار فارسیگرایی و ترکیبسازیهای لغوی که وجه بارز و شاخصۀ اصلی نثر علامی محسوب میشود، سبب تشخص نثر او شده است؛ ازاینرو اصل در تشخص شیوۀ نثر علامی، فکر نو در قالب طرزی متمایز با سبک رایج عصر است.