خوانشی نو از مخاطبان سعدی (با محوریت غزلیات) در عصر تجدد با رویکرد واکنش خواننده

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22126/ltip.2023.9273.1168
چکیده

دگرگونی‌ها و بازتاب آن­ها در ابعاد مختلف یک جامعه، مانند چرخ‌دنده‌های یک سیستم هم­زمان به موازات هم پیش می­روند. از دیرباز تحولات سیاسی و اجتماعی در سطح اجتماع کمابیش در فرهنگ و ادب آن جامعه بازتاب داشته است. عصر تجدد که در ایران از دوران مشروطیت (عصر بیداری) آغاز شده بود، علاوه بر عرصۀ سیاسی و حاکمیت وقت، در ادبیات ایران آن روزگار هم نمود داشت. برخی شاعران که خود را متعهد می‌دانستند و نسبت به مشکلات، کاستی‌‌ها و مسائل روز بی‌اعتنا نبودند؛ خواهان نوآوری‌های نظام‌مند و تأثیرگذار در سیر تجدد ادبی ایران بودند. این شاعران افق‌های تازه‌ای را که برای مخاطبان این دوره گشوده شده بود، می‌شناختند و به‌دلیل ناهم‌خوانی‌های موجود در ادبیات قدیم با این دیدگاه‌های نو، معتقد به تحول و تجدد ادبی بودند. در دوران تجدد، سعدی (آثار سعدی) را نمایندۀ تام و تمام ادبیات کهن فارسی می‌دانستند؛ ازاین‌رو حجم زیادی از حمله‌ها و جبهه‌گیری‌ها را در مقابله با آثار و افکار او مشاهده می‌کنیم. در این جستار با استفاده از مؤلفۀ افق انتظار هانس رابرت یاوس که یکی از مؤسسان مکتب نقد خواننده­ مدار است، به تحلیل دلیل این واکنش‌ها نسبت به آثار و افکار سعدی پرداخته ایم. حاصل آنکه در هر دوره‌ای افق انتظارات مخاطبان با توجه به شرایط موجود در جامعه تغییر می‌کند و مهم‌ترین دلیل انزوای ادبی آثار سعدی (غزلیات) در عصر تجدد، همین عدم انطباق افق انتظارات مخاطبان با آثار و افکار سعدی است.